اى ديده بهر سيدى كز ماتمش * * جبرئيل اندر فلك با قدسيان بگريسته *
چون برآوردند افغان زان مصيبت اهل بيت * * چشم انجم بر دل پر دردشان بگريسته
ابيات دردآميز و اشعار شوقانگيز كه عترت بزرگوار و صحابهء بلاغت شعار در مرثيهء سيد ابرار و سند اخيار در سلك نظم كشيدهاند بسيار است و ايراد آن موجب اطناب و اكثار لاجرم بر تحرير سه بيت كه از سيدة النساء فاطمهء زهرا نقل نمودهاند اختصار مينمايد شعر
اذا اشتد شوقى زرت قبرك باكيا * * انوح و اشكو لا اراك مجاوبى *
ايا ساكنى الصخر اعلمتنى البكا * * و ذكرك انسانى جميع مصائب *
فان كنت عنى فى التراب مغيبا * * فما كنت عن قلب الحزين بغايب
ذكر غسل و تكفين سيد المرسلين صلى الله عليه و آله الى يوم الدين
بروايت تقات فضيلت قرين و حكايات روات افادت آئين بثبوت پيوسته كه چون وفات سيد ابرار نزد اكابر مهاجر و انصار محقق شد ابو بكر صديق بلوازم پرسش اهل بيت قيام نمود و باتفاق فاروق اعظم و ابو عبيدة بن الجراح رضى الله عنهم جهت قرار مهم خلافت بسقيفه بنى ساعده رفت و رجال اهل بيت در حجرهء همايون را بسته پرده از برديمانى آويختند و عباس و پسران او فضل و قثم و اسامة بن زيد و صالح كه آزاد كردهء خواجهء كاينات بود و شقران لقب داشت جسد مطهر آنحضرت را برداشته باندرون پرده بردند و بموجب ندائى كه از غيب شنيدند بىآنكه بدن بىبديلش را برهنه سازند به غسل مشغول گشتند و على مرتضى متعهد شستن سيد عالم صلى الله عليه و سلم بود و فضل رضى الله عنه پيراهن آنحضرت را بالا برميداشت تا شاه ولايت را به سهولت تمشيت غسل ميسر گردد و عباس و قثم ذات فايض البركاتش را از اين پهلو بر آن پهلو ميگردانيدند و اسامة بن زيد و شقران آب بر حضرت رسالت مآب مىريختند و بروايتى غير از اين شش نفر در مغسل خير البشر كسى حاضر نبود و قولى آنكه اوس بن خولى انصارى را بنابر التماس انصار در آن خانه گذاشته بودند اما هيچ امرى متعلق بوى نبود از امام جعفر صادق رضى الله عنه روايت كردهاند كه در زمانى كه على مرتضى حضرت مصطفى را غسل ميداد هر آبى كه در پلك چشم آن نور ديده آفرينش جمع ميشد على مرتضى آن را مىآشاميد و بقولى كه در روضة الاحباب مسطور است بعد از اتمام امر غسل شاه ولايت مآب قطرهء چند آب كه در گوشهء چشم و گوناف شرف دودمان عبد مناف جمع گشته بود بمكيد و على التقديرين اين معنى موجب ازدياد علم و حفظ ابو السبطين گرديد در سير كازرونى و بعضى ديگر از كتب محدثان از عايشه صديقه رضى اللّه عنها مرويست كه حضرت مقدس نبوى را در جامهء سفيد سحولى كفن كردند كه هيچيك از آنها قميص و عمامه نبود و قولى آنكه كفن پيغمبر ذو المنن دو جامهء سفيد و يك برديمانى بود و مشك