در حجة الوداع همراه خود برد و چون از آن سفر بازگشت گفت اين حج اسلام بود كه گذارديد و از گردن شما ساقط شد بعد از اين بايد كه ترك مسافرت كرده بهيچجا نرويد و همهء امهات مؤمنين پس از فوت سيد المرسلين به حج رفتند مگر سوده و زينب بنت جحش كه بموجب وصيت مذكوره عمل نموده گفتند كه بعد از خاتم الانبيا بر هيچ دابهاى سوار نشويم وفات سوده رضى الله عنها بروايتى در اواخر ايام خلافت امير المؤمنين عمر اتفاق افتاد و بقولى در سنهء اربع و خمسين من الهجره در زمان استيلاء معاويه آن صورت دست داد و بنابر روايت اول نخستين كسى است كه براى او نعش ترتيب دادند عايشة بنت ابى بكر الصديق رضى الله عنهما ام عبد الله كنيت داشت و مادر وى ام رومان بود بنت عمير بن عامر بن دهمان بن الحارث بن غنم بن مالك بن كنانه و چنانچه سابقا مذكور شد خاتم الانبيا بعد از انتقال خديجهء كبرى بجنت اعلى عايشه رضى الله عنها را در وقتى كه ششساله بود به عقد خويش در آورد و در سال اول از هجرت كه نهساله شد با وى زفاف نمود و مهر صديقه رضى الله عنها بروايتى متاعى بود كه پنجاه درم مىارزيد و بقولى پانصد درم مهر داشت و عايشه رضى الله عنها باتفاق علما از جملهء مفتيان صحابه بود و بمزيد عقل و فطانت از ساير امهات مؤمنين امتياز تمام داشت و بعضى از فضلا رضى الله عنهم روايت نمودهاند كه رسول صلى الله عليه و سلم در شأن وى فرمود كه ( خذوا ثلثى دينكم عن هذه الحميراء ) لاجرم جمعى كثير از صحابه و تابعين از صديقه حديث روايت نمودهاند و از عروة بن الزبير رضى الله عنها مرويست كه گفت من نديدم هيچ احدى را بمعانى قرآن و فريضه و احكام حلال و حرام و شعر عرب و علم نسب اعلم از عايشه رضى الله عنها و اين حديث در فضيلت آن جناب به صحت پيوسته كه ( فضل عائشة على النساء كفضل الثريد على ساير الطعام ) و از صديقه رضى الله عنها منقولست كه گفت مرا فضيلت و مزيت دادهاند بر ساير زنان رسول صلى الله عليه و سلم بده چيز اول آنكه بكرى غير از من بشرف مناكحت آنحضرت مشرف نگشت دوم آنكه پدر و مادر هيچيك از امهات مؤمنين در راه خداى تعالى هجرت نكردهاند غير از پدر و مادر من سيم آنكه در باب طهارت ذيل و عفت من آيات نازل شد چهارم آنكه پيش از آنكه پيغمبر مرا به عقد خويش در آورد جبرئيل صورت مرا در حرير پارهاى بآنحضرت نمود و گفت اين شخص را بزوجيت قبول كن پنجم آنكه من و رسول صلى الله عليه و سلم از يك ظرف غسل ميكرديم و هيچ زن ديگر را اين شرف ميسر نبود ششم آنكه آنحضرت نماز ميگذارد و من بخلاف زنان ديگر در پيشنماز او مضطجع ميبودم هفتم آنكه در جامه خواب هيچيك از ازواج طاهرات وحى نازل نميشد مگر در جامهء خواب من هشتم آنكه روح مطهر خير البشر را در ميان سينه و شش من قبض كردند نهم آنكه آن حضرت در روز نوبت من وفات يافت دهم آنكه در خانه من مدفون گشت در روضة الاحباب مسطور است كه از حضرت رسالت مآب پرسيدند كه دوستترين آدميان نزد تو كيست فرمود كه عايشه گفتند از مردان گفت پدر وى و در صحاح اخبار وارد شده كه چون صحابه كمال محبت حضرت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٤٢٤