تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
چون شنيده بود كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم گوشت شانه و سر و دست را دوست ميدارد در آن دو عضو زهر بيشتر تعبيه نمود و آن بريان را برسم هديه نزد خير البريه فرستاد و چون آن حضرت لقمهء از آن طعام در دهان بنهاد اندكى خائيده بينداخت و فرمود كه دست از اكل اين بريان باز داريد كه زبان حال اين گوشت پاره با من به زبان آمد و گفت مرا مسموم ساخته‌اند و اصحاب ترك طعام خوردن كرده بشر بن براء كه لقمه‌اى از آن گوشت فرو برده بود هم در آن مجلس رنگش متغير گشته وفات يافت و بقولى بعد از يكسال بجوار رحمت ايزد متعال پيوست و حضرت خير البريه يهوديه را طلبيده از وى پرسيد كه تو را بدين عذر چه باعث آمد جواب داد كه با خود انديشيدم كه اگر ملكى باشى زهر در تو اثر كرده از سر خلق باز شوى و اگر نبى بتحقيق باشى حضرت عزت تو را از مضرت زهر محافظت نمايد زمره‌اى از اهل سير برآنند كه پيغمبر آخر الزمان اين جريمه را از يهوديه عفو نمود و فرقهء گويند كه بقتل و صلب او حكم فرمود اما باتفاق متعرض ساير جهودان خيبر نشد و مزارع آن سرزمين را بديشان داد تا مزروع گردانيده هرچه حاصل شود نصفى را به بيت المال فرستند و نصفى را باجرة خويش بردارند در بسيارى از كتب سير مسطور است كه در وقت محاصره و محاربهء خيبر نود و سه كس از يهود بدوزخ شتافتند و پانزده نفر از مسلمانان سعادت شهادت دريافتند از آن جمله يكى محمود بن مسلمهء انصارى بود برادر محمد بن مسلمه و او در اوايل ايام محاصره روزى بعد از محاربهء بسيار در سايه ديوار حصار ناعم ميل استراحت نمود بتصور آنكه در آن قلعه كسى نيست و كنانه بن التحقيق يا مرحب على اختلاف الروايتين سنگى از بالاى حصار بر سرش زد و محمود بدان زخم متوجه رياض جنت گشت و ديگرى از شهداى خيبر عامر بن سنان بن اكوع بود و او روزى در برابر مرحب آمده آن كافر متهور تيغى بر سر عامر زد و شمشير در سپر محكم شده عامر نيز شمشير بر وى انداخت و بتقدير ايزدى تيغ بر زانوى عامر آمده به آن زخم درگذشت و سلمة بن الاكوع كه عم عامر بود گريان نزد پيغمبر آخر الزمان رفته گفت يا رسول الله جمعى از ياران تو ميگويند كه عمل عامر باطل است زيرا كه بشمشير خود كشته گشته آن حضرت فرمود كه دروغ گفته‌اند بدرستى كه او را دو اجر است پوشيده نماند كه اسامى ساير مسلمانان كه در خيبر شهيد شده‌اند از كتب سير معلوم نشد بنابرآن خامهء ستوده مآثر بر ذكر محمود و عامر اختصار نموده عنان بيان را بصوب ديگر انعطاف داد در روضة الاحباب مسطور است كه در روز فتح خيبر جعفر بن ابى طالب و زوجهء وى اسماء بنت عميس رضى الله عنهما و شش نفر از اشعريين كه ابو موسى از آن جمله بود از جانب حبشه بملازمت خير البشر صلى الله عليه و سلم رسيدند و چون آن حضرت جعفر را ديد منبسط گشته فرمود نميدانم كه بوقوع كدام يك ازين دو امر شادمان‌ترم بقدوم جعفر يا فتح خيبر و جعفر و رفقاء او را از غنائم خيبر حصه‌اى ارزانى داشت نقلست كه در آن‌وقت كه حضرت مقدس نبوى صلى الله عليه و سلم بنواحى خيبر رسيد محيصة بن مسعود را بجانب فدك ارسال فرمود تا اهالى آنموضع را باسلام دعوت نموده از وخامت عاقبت تمرد تحذير نمايد و محيصة