تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
منقسم به پنج قسم كه آن مقدمه و جناحين و قلب و ساقه است و بازگشته بقلاع خود درآمدند و چون رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم يهود را بر آن منوال ديد فرمود كه ( الله اكبر خربت خيبرا انا اذا نزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين ) آنگاه خيبريان قلاع خود را مضبوط ساخته دست بانداختن تير و سنگ بگشادند و دلاوران معركهء غزا و جهاد در باب محاصره سعى نموده هر روز داد شجاعت و مردانگى ميدادند و باندك زمانى حصار نطاة و حصن شق و قلعه صعب مفتوح گشت مثنوى
گرفتند آن لشكر متفق * * حصار نطاة و دگر حصن شق * دگر قلعهء صعب مفتوح گشت * * بسى كس ز كفار مجروح گشت * پس از فتح اين قلعهاى متين * * سپاه رسول شجاعت قرين * نمودند قصد حصار قموص * * بسى صعب ديدند كار قموص * كه آن قلعهء بود رفعت‌پناه * * نبردى بر او پيك انديشه راه
به صحت پيوسته كه در وقت محاصرهء قلعهء قموص درد شقيقه عارض حضرت مقدس نبوى گشته بنفس نفيس در معارك قدم رنجه نمىفرمود اما هر روز رايت نصرت آيت را بيكى از اعيان مهاجر و انصار داده بحرب اهل حصار مىفرستاد مثنوى
بهر صبح كين مهر خنجر گذار * * شدى عازم فتح نيلى حصار * به حكم رسول ظفر اقتباس * * پى فتح آن حصن عالى اساس * يكى از صحابه ستاندى علم * * نهادى بميدان مردى قدم * و ليكن مسخر نگشتى حصار * * مكرر شد اين واقعه چند بار
در روضة الاحباب مسطور است كه از احاديث صحيحه بثبوت پيوسته كه روزى ابو بكر صديق رضى الله عنه لوا برداشت و بپاى قلعه رفت و مقاتله كرده صورت فتح در آينه خيال مشهود نگشت و روز ديگر عمر رضى الله عنه علم برگرفته و جنگ پيش برده مقصود بحصول نه پيوست و روايتى آنكه امير المؤمنين عمر روز اول بحرب اقدام نمود و روز دوم صديق اكبر و روز سيم باز عمر بامر قتال قيام فرموده بىنيل مقصود بمعسكر خير البشر رسيد و خسرو كواكب مواكب با علم زرنگار متوجه ديار مغرب گرديد سرور بطحا و يثرب عليه الصلوات الله الواهب فرمود كه ( لا عطين الراية غدا رجلا كرارا غير فرار يحب الله و رسوله و يحبه اللّه و رسوله يفتح اللّه على يديه ) از سهل بن سعد ساعدى مرويست كه در آن شب كه رسول عرب اين حديث بر زبان وحى بيان گذرانيد غلغله در ميان صحابه افتاد كه آيا فردا لواء ظفر انتما بدست كه خواهد رسيد و چشم كدام يك از ما بديدن چهرهء فتح روشن خواهد گرديد بيت
چشم ميدارند جمعى ديدن رويش بخواب * * تا خود اين دولت نصيب ديدهء بيدار كيست
و بعضى كه نقارى از حيدر كرار در خاطر داشتند باهم ميگفتند كه مقرر است كه مراد از اين شخص على بن ابيطالب نيست زيرا كه چشم او بمثابه‌اى درد مىكند كه پيش پاى خود را نمىبيند در روضة الصفا مسطور است كه على مرتضى رضى اللّه عنه بنابر عارضهء رمد در مبداء حال ازين غزوه تخلف نموده در مدينه توقف فرمود و بالاخره مفارقت حضرت رسالت بر خاطر هدايت مآثرش گران آمده باوجود الم از عقب سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم توجه كرد و در اثناء راه يا بعد از وصول بخيبر بموكب همايون خير البشر پيوست و در آن شب كه حديث مذكور بسمع شريفش رسيد بر زبان الهام بيان گذرانيد
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 377 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )