تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
حسب فرموده بتقديم رسانيده يهود فدك نخست جوابهاى درشت گفتند و بعد از دو سه روز كه از فتح بعضى از قلاع خيبر خبر يافتند بقدم اعتذار پيش‌آمده يكى از رؤساء خود را كه نون بن يوشع نام داشت با جمعى نزد حضرت مقدس نبوى فرستادند تا بتمهيد بساط مصالحه قيام نمايند و چون آن جماعت بملازمت عتبه عليه نبوت رسيدند بعد از قيل و قال مهم صلح بر آن قرار يافت كه اهل فدك نصف اراضى خود را برسول صلى الله عليه و سلم مسلم دارند و نصف ديگر از ايشان باشد در مقصد اقصى بدين عبارت مزبور است كه بعضى گويند حضرت رسالت بسوى فدك امير المؤمنين على را فرستاد و مصالحه بر دست امير واقع شد بر آن نهج كه امير قصد خون ايشان نكند و حوايط خاص از آن رسول باشد پس جبرئيل فرود آمد و گفت حق تعالى ميفرمايد كه حق خويشان بده رسول گفت خويشان من كيستند و حق ايشان چيست جبرئيل گفت فاطمه است حوايط فدك را به دو ده و آنچه از آن خدا و رسول است در فدك هم به دو ده و پيغمبر عليه السلام فاطمه را بخواند و از براى او حجتى نوشت و آن وثيقهء بود كه بعد از وفات رسول صلى الله عليه و سلم پيش ابو بكر آورد و گفت اين كتاب رسول خداست كه از براى من و حسن و حسين نوشته است انتهى كلامه در بسيارى از كتب معتبر بقلم علماء فن سير مرقوم گشته كه چون حضرت خير البشر خاطر انور از جانب كفار خيبر جمع ساخته طبل مراجعت كوفته علم عزيمت بصوب وادى القرى برافراشت و پس از طى چند مرحله در موضع صهباء منزل گزيد و در وقتى كه سر مبارك در كنار حيدر كرار نهاده بود آثار وحى بر آن سرور ظاهر شد و زمان نزول وحى آن مقدار امتداد يافت كه آفتاب بديار مغرب شتافت و بعد از انجلاء وحى خاتم الانبياء از على مرتضى پرسيد كه نماز عصر گذارده‌اى جواب داد كه نى رسول صلى الله عليه و سلم دست بدعا برآورد كه الهى اگر على در طاعت تو و طاعت رسول تو بوده آفتاب را بازگردان تا باداء صلوة عصر قيام نمايد از اسماء بنت عميس رضى الله عنهما مرويست كه گفت بعد از آن‌كه آفتاب غايب شده بود ديدم كه طلوع نموده بر كوه و هامون تافت بمثابهء كه لمعان خورشيد را طوايف برايا برأى العين ديدند و على كرم اللّه وجهه نماز ديگر بگذارد و اين معنى داخل معجزات حضرت نبوى و موجب افتخار و مباهات جناب مرتضوى گشت و چون حضرت مصطفى عليه من الصلاة اشرفها از صهباء كوچ فرموده بوادى القرى رسيد يهود آن موضع بمظاهرت بعضى از مشركان عرب قدم در ميدان قتال نهادند و اهل اسلام نيز بتصويهء صفوف پرداخته ابواب جنگ و جدال بگشادند و در آن روز با آنكه يازده نفر از جهودان بقتل آمدند غالب از مغلوب متميز نشد اما صباح روز دوم خوف و رعبى تمام به حال اهل ظلام راه يافته بوادى فرار شتافتند و نعمتى وافر و غنيمتى متكاثر بدست سپاه اهل اسلام افتاد و چون يهودان از فتوحات لشگر نصرت انتما خبر يافتند طريق مصالحه مسلوك داشته جزيه قبول نمودند و حضرت مقدس نبوى صلوات الله و سلامه عليه قرين فتح و ظفر بمدينه طيبه شتافته سرايا به اطراف و جوانب ديار عرب فرستاد و آنگاه بتهيهء اسباب سفر عمرة القضا فرمان داد و در ذيقعدهء
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 381 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )