همان سال با دو هزار از مهاجر و انصار بجانب مكه معظمه توجه فرموده ابو ذر غفارى را در مدينه بخلافت تعيين نمود و در آن سفر صد اسب جنيبت و اسلحهء بىنهايت و شصت يا هفتاد شتر جهت هدى همراه برد و ضبط اسبان جنيبت بمحمد بن مسلمه تفويض كرده مهم محافظت اسلحه را ببشير بن سعد بازگذاشت و رسول صلى الله عليه و سلم چون بحريم حرم رسيده مشركان بقلل جبال رفتند و بموجبى كه در كتب مبسوطه مذكور است آن حضرت به مكه درآمد و اداى عمره بجاى آورده سه روز توقف فرمود و ميمونه بنت حارث الهلاليه را كه خواهر زن عباس بود داخل امهات مؤمنين ساخت آنگاه بصوب مدينه علم عزيمت برافراخت
ذكر وقايع سال هشتم از هجرت رسول ثقلين و بيان فتح مكه و غزوة حنين
در اوايل اين سال بقول بسيارى از اهل اخبار خالد بن الوليد و عمرو بن العاص و عثمان بن طلحة بن ابى طلحهء عبدرى در مدينه بملازمت آن مهر سپهر سرورى رسيده زبان بكلمهء طيبه توحيد گويا گردانيدند و همدرين سال سريهء موته واقع شده و موته چنانچه شيخ ابن حجر در شرح صحيح بخارى آورده قريهايست از قراى بلقاء به زمين شام و از آنجا تا بيت المقدس دو مرحله است و سبب ارسال سپاه بدان موضع آن بود كه حضرت مقدس نبوى صلى اللّه عليه و سلم مكتوبى بحارث بن عمير ازدى داد تا نزد حاكم بصرى برد و حارث بعد از قطع منازل بموته رسيده در آن مقام بفرمان شرحبيل بن عمرو غنائى كه از امراء قيصر بود كشته گشت و اين خبر بسمع اشرف خير البريه رسيده زيد بن حارثه را بر سه هزار كس از مهاجر و انصار امير ساخت و فرمود كه بجنگ مخالفان شام اقدام نمايند و در وقت وداع گفت كه اگر زيد در اين جنگ شهيد شود جعفر بن ابى طالب امير باشد و اگر جعفر نيز بسعادت شهادت رسد عبد اللّه بن رواحه بامارت لشگر قيام نمايد و اگر عبد اللّه نيز اين عالم را بدرود كند هر كرا مسلمانان خواهند بر خود امير كنند گويند يهودئى در آن مجلس حاضر بود كه رسول صلى اللّه عليه و سلم اين وصيت نمود روى به آن حضرت آورده گفت يا ابا القاسم اگر تو در دعوى نبوت صادقى هر كرا بامارت نامزد كردى بايد كه در اين سفر كشته گردد زيرا كه انبياء بنى اسرائيل چون سپاه بجنگ اعدا مىفرستادند اگر صد كس را بدين نهج بامارت تعيين مينمودند همه كشته ميشدند القصه زيد بن حارثه رضى اللّه عنه با لشگر نصرت اثر بصوب مقصد توجه نموده چون شرحبيل از عزيمت ايشان آگاه شد سپاهى درهم كشيده برادر خود سدوس را با پنجاه نفر از پيش فرستاد و سدوس در وادى القرى بجنود خير البرايا رسيده در حين محاربه بقتل آمد و شرحبيل از استماع اين خبر متوهم شده بقلعه گريخت و از قيصر استمداد نموده پادشاه روم جمعى كثير بمدد شرجيل ارسال داشت و بسيارى از قبايل عرب نيز بوى پيوستند چنانچه عدد مخالفان از صد هزار تجاوز كرد و مسلمانان بعد از وقوع بر كثرت اعدا قرعهء مشورت درميان انداخته آخر الامر خواطر بر محاربه قرار دادند و در صحراى موته تلاقى فريقين روينمود و نخست زيد بن