تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
آنست كه اى غازى موعود بنصرت بكش دشمن خود را و در لشكر مشركان نيز سه علم بود طلحة بن ابى طلحه و ابو عزيز بن عمير و نضر بن الحارث كه از بنى عبد الدار بودند و در آن روز بحمل رايات نكبت آيات كفار قيام نمودند بالجمله صباح روز هفدهم ماه مبارك رمضان كه آفتاب عالم‌تاب بفضاء سپهر خضرا خراميد برماح خطى خطوط شعاعى جنود نجوم را منهزم و منكوب گردانيد و نقش وجود مواكب كواكب را از صفحهء نمايش محو كرده بنهان‌خانه فنا رسانيد جوشن‌پوش ( و اللّه يعصمك من الناس ) بتسويه صفوف سپاه سپهر اساس قيام نمود و ايضا صناديد قريش بانواع حدت و طيش صف قتال آراسته بميدان شتافتند و نخست كسى از مشركان كه قدم در معركهء جلادت نهاد عتبه بن ربيعه بود با برادر خود شيبه و پسر خويش وليد و از سپاه اسلام معاذ و معوذ ابناء حارث و عوف بمبارزت ايشان مبادرت نمودند و بعضى بجاى عوف عبد اللّه بن رواحه گفته‌اند و چون ايشان نزديك بمشركان رسيدند عتبه و شيبه پرسيدند كه شما چه كسانيد جواب دادند كه فلان و فلانيم از انصار كفار گفتند بازگرديد كه ما را بشما مهمى نيست و ما طالب بنى اعمام خوديم مسلمانان بازگشته عتبه و شيبه فرياد برآوردند كه يا محمد اكفاء ما را بيرون فرست و حضرت مصطفى عليه من الصلواة اشرفها حمزة ابن عبد المطلب و على ابن ابيطالب عليه السّلام و ابو عبيدة بن حارث را بمحاربه ايشان نامزد فرمود عتبه در برابر حمزه رضى اللّه عنه آمد و شيبه متوجه ابو عبيده رضى اللّه عنه شد و وليد كه خال معويه بود بمبارزت امير المؤمنين عليه السّلام مبادرت نمود و آن جناب در ساعت بيك ضربت وليد را بدوزخ روان گردانيده حمزه نيز بشمشير خون‌ريز پيكر عتبه را ريز ريز كرد و شيبه زخمى قوى برپاى ابو عبيده زد چنانچه در ميان ميدان افتاده مغز استخوان ساقش مترشح گشت و آن‌دو شير بيشهء هيجا يعنى حمزه و شاه اوليا رضوان الله عليهما بمدد ابو عبيده شتافته شبيه را بقتل رسانيدند آنگاه نايرهء قتال اشتعال يافته شمشير آبدار حيدر كرار خرمن حيات كفار خاكسار را بباد فنا ميداد و ساير شجعان اهل اسلام نيز لوازم كشش و كوشش بجاى آورده سنان جان ستان ايشان مشركان را بجانب آتش دوزخ ميفرستاد و در خلال اين احوال سيد عالم صلى الله و سلم بعريشى كه جهة آنحضرت ترتيب داده بودند درآمد و دست مناجات بدرگاه قاضى الحاجات برآورده بمبالغه تمام ظفر و نصرت اهل اسلام را مسألت نمود و تير دعا بهدف اجابت رسيده ناگاه در مقام استيناس نعاس بر مردم ديدهء خير الناس غلبه كرد و همان ساعت از خواب درآمده بشارت وصول سپاه ملائكه مقربين جهة امداد جنود مسلمين به گوش هوش حاضران رسانيد و از عريش بيرون خراميده آيت وافى عنايت
( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ )
بر زبان وحى بيان گذرانيد و قبضهء ربك و سنگ‌ريزه از زمين برگرفته و شاهت الوجوه گفته بجانب مشركان انداخت و جنود اسلام را تسلى داده بحرب اصحاب كفر و ظلام دلير ساخت از امير المؤمنين على رضى الله عنه منقولست كه فرمود در روز بدر سه نوبت متعاقب هم بادى تند بوزيد اول جبرئيل بود با هزار نفر از ملائكه و دوم ميكائيل با هزار ديگر و سيم اسرافيل