تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
كه مردان شما دعوى نبوت ميكنند اكنون زنان شما دعوى پيغمبرى مينمايند ما تا سه روز صبر ميكنيم اگر اثرى ازين خواب ظاهر نشود مكاتيب به اطراف قبايل عرب ميفرستيم كه دروغگوى قبايل بنى هاشمند عباس رضى الله عنه زبان بدشنام او گشاده گفت تو سزاوار ترى بلوم و كذب از ما از عباس رضى الله عنه مرويست كه گفت چون شب به خانه رفتم زنان قبيله جمع آمده مرا ملامت كردند كه چرا از ابو جهل آنسخنان را تحمل نمودى و او را زجر نفرمودى و من نسوان را تسكين داده گفتم بار ديگر اگر ابو جهل ازين مقوله سخنى گويد او را منزجر گردانم و در روز سيم ازينواقعه خشمناك از خانه به مسجد الحرام درآمدم و ابو جهل را آنجا يافته بجانب او روانشدم و او مرا ديده به تعجيل از مسجد بيرون دويد با خود گفتم غالبا اثر خشم در بشرهء من مشاهده كرده فرار مينمايد اما همان زمان دانستم كه سبب اضطراب او از استماع آواز الغوث الغوث ضمضم غفارى بوده و بعد از آن غبار تفرقه بمرتبهء ارتفاع يافت كه به يكديگر نپرداختيم القصه چون ضمضم بحريم حرم رسيد و پيغام ابو سفيان بقوم رسانيد اكثر اكابر و اصاغر قريش تهيه سفر كرده نهصد و پنجاه نفر از مشركان متوجه حرب پيغمبر صلى الله عليه و سلم گشتند و در ميان ايشان هفتصد شتر و صد سر اسب بود مجموع سواران و بعضى از پيادگان زره داشتند و هر روز يكى از بزرگان قوم سپاه را طعام ميداد و باتفاق اكثر ثقات عباس بن عبد المطلب و عتبة بن ربيعه و امية بن خلف و حكيم بن حزام و نضر بن الحارث و ابو جهل بن هشام سهل بن هشام و بنيه و منيه پسران حجاج از جمله مطعمان جنود شقاوت درود بودند به ثبوت پيوسته كه چون ابو سفيان ببدر رسيد و خبر توجه سپاه اسلام نزد او بتحقيق انجاميد راه گردانيد و قافله را به مكه رسانيد قيس بن امرأ القيس را نزد قوم ارسال داشت و پيغام داد كه جهة بيرون آمدن شما حمايت كاروان بود اكنون كه ما در ضمان عافيت بحريم حرم رسيديم مناسب آنست كه شما نيز مراجعت نمائيد و قيس با صناديد قريش ملاقات نموده باداء رسالت پرداخته ابو جهل گفت كه و الله باز نگرديم تا ببدر نرسيم و در آنجا شراب نخوريم و عشرت ننمائيم و چون چنين كنيم آوازهء شوكت و حشمت ما در اطراف ديار عرب منتشر شود و قوم بالضرورة بسخن ابو جهل عمل نموده بجانب سپاه اسلام در حركت آمدند اما بنى زهره باستصواب اخنس بن شريق كه حليف ايشان بود مراجعت نمودند و از آنجانب چون حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام بوادى صفرا نزول فرمود كيفيت توجه صناديد قريش را جهة حمايت كاروان استماع نمود و بمقتضاى كريمهء
( وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ )
با اعيان صحابه طريق مشورت مسلوك داشته چون اكابر مهاجر و اعاظم انصار اظهار اخلاص و اتحاد نمودند و از صميم القلب در امر محاربه اتفاق بجاى آوردند آنحضرت بر زبان گذرانيد كه برويد ببركت حضرت عزت و بشارت باد شما را كه ايزد تعالى مرا بر يكى ازين دو طايفه يعنى قافله و جمعى كه جهة حمايت از مكه بيرون آمده‌اند ظفر و نصرت وعده كرده و اقدى روايت كند كه رسول صلى الله عليه و سلم در شانزدهم ماه مبارك رمضان بوادى بدر درآمده على بن ابى طالب و زبير بن العوام و سعد بن ابى