( وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ )
معمول ميداشت
ذكر بناء خانه كعبه باهتمام قريشيان و بيان شمهاى از وقايع كه روى نمود در آن اوان
به ثبوت پيوسته كه در سال سى و پنجم از ولادت حضرت رسالت عليه السّلام و التحية اكابر قريش خانهء كعبه را بواسطهء مرور ايام نزديك بانهدام رسيده بود و سقف نداشت باز كرده به تشيد اساس و تمهيد بناء آن پرداختند و چون اركان خانه ارتفاع يافته وقت آن رسيد كه حجر الاسود را در موضعش استوار گردانند اختلاف در ميان قبايل قريش بوقوع انجاميد چه هر قبيلهاى را داعيه شد كه آنسنگ متبرك را كسى از ايشان در محلش مضبوط سازد و بعد از قيل و قال مهم بر آن قرار گرفت كه هركس كه نخست از باب بنى شيبه كه يكى از ابواب مسجد الحرام است درآيد در آن قضيه حكم باشد و هيچ آفريدهاى از حكم او تجاوز ننمايد در آن اثنا بانى مبانى شريعت غرا عليه من الصلواة انماها از آن در درآمد و قوم بقدوم همايونش اظهار ابتهاج نموده گفتند اينك محمد امين رسيد هرچه درين باب مقتضاى رأى صوابنماى او باشد بايد كه هيچكس از آن تجاوز ننمايد و چون صورت نزاع بر ضمير آفتاب شعاع آنحضرت روشن گشت رداء همايون گسترده حجر الاسود را درميان آن نهاد و از هر قبيلهء شخصى را طلبيده عتبة بن ربيعه و ابو حذيفة بن المغيره و عدى بن قيس به خدمت شتافتند و باشارت حضرت رسالت عليه السّلام و التحية هركدام يك گوشهء رداء را گرفته بدان طريقه حجر الاسود را برداشتند و بپاى كار رساندند آنگاه حضرت نبوتپناه بدست همايون آن سنگ متبرك را از ميان ردا برگرفته بموضعش استوار كرد و چون ديوار خانه موازى بيست گز ارتفاع يافت آن را مسقف ساخته مبنى بر شش ستون گردانيدند و حجر را كه عبارت از حايطى مستدير است از خانه بيرون گذاشتند و چون اين بنابر خلاف قواعد ابراهيم عليه السّلام بوقوع پيوست نوبتى آن مؤسس ابنيه رسالت عليه السّلام و التحيه با عايشه رضى اللّه عنها گفت ( لو لا ان قومك حديث عهد بالكفر لنقضت الكعبه و رددتها على قواعد ابراهيم و جعلت لها بابا شرقيا و بابا غريبا ) و بنابر استماع اينحديث عبد اللّه بن زبير در ايام حكومت خويش بناء قريش را منهدم ساخته بموجب داعيه حضرت خير البريه عليه السّلام و التحيه خانه را به حال عمارت باز آورد و چون در ايام تسلط عبد الملك مروان حجاج عبد اللّه بن زبير را بقتل رسانيد آن بنا را ويران كرده باز بدستور قريشيان خانه را آبادان گردانيد و چون هرون الرشيد بر مسند ايالت متمكن گرديد خواست كه بناء حجاج را خراب ساخته باز بقاعدهء عبد اللّه اساس خانه را بلند گرداند اما يكى از علماء او را مانع شده گفت خانه كعبه را ملعبه ملوك مساز بنا بر آن هرون الرشيد از سر آن داعيه درگذشت القصه بيت
چو شد سن خير البشر سى و هفت * * علامات بعثت نمودار گشت
و اول چيزى از آن امارات كه بر حضرت سيد كاينات عليه افضل الصلوات ظاهر شده خوابهاء راست بود ( و كان لا يرى رؤيا لا جاءت مثل فلق الصبح )