تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
شكستن نان در كاسه جهة تريد و او اول كسيست كه عرب را به اين طعام مهمانى كرد و هاشم در حسن و جمال بىشبه و مثال بود و اشعهء نور احمد مختار صلى اللّه عليه و آله الاطهار و صحبته الاخيار در غايت كمال از جبين مبينش ميدرخشيد و او را وهاب بىضنت چهار پسر بخشيد اسد كه پدر مادر امير المؤمنين على است رضى اللّه عنه و نفيله و ابو صيفى و عبد المطلب كه جد پدرى حضرت مصطفوى و جناب مرتضوى است در روضة الاحباب مسطور است كه نسل هاشم منحصر در اولاد امجاد عبد المطلبست و از ساير پسران او فرزند نمانده و غرهء صبح زندگانى هاشم بروايت اصح در غزوهء شام بشام ممات مبدل گشت اما عبد المطلب بعظم شأن و رفعت مكان و اتصاف باوصاف حميده و اشتهار بافعال پسنديده از ساير صناديد قريش ممتاز و مستثنى بود و جميع آنقوم رياست و تقدم او را قبول داشتند و اين معنى را سبب افتخار و مباهات خويش ميپنداشتند در روضة الصفا مسطور است كه چون عبد المطلب متولد شد مصراع مويهاى سفيد بر سر داشت بنابرين بشيبه موسوم گشت و بعد از آنكه بسن رشد و تميز رسيد و بكثرت محامد موصوف شد شيبة الحمدش خواندند و كنيت شيبته الحمد ابو الحارث بود و حارث اسن اولاد عبد المطلب است بعضى از اعاظم در مؤلفات خود آورده‌اند كه هاشم را نوبتى گذر بر مدينه افتاد و سلمى بنت عمرو بن بخارى را در حباله نكاح جاى داد و پس از تولد شيبة الحمد بجانب شام شتافت و در آنديار وفات يافت و بعد از فوت هاشم بچندگاه مطلب بن عبد مناف از پريشانى حال برادرزادهء خويش آگاه شده بمدينه رفت و شيبة الحمد را بر شترى رديف خود گردانيده به مكه بازگشت و چون ولد هاشم جامهاى نامناسب دربر داشت در اثناء طريق هركسى از مطلب ميپرسيد كه من هذا جواب ميداد كه عبدى بنابرآن اسم عبد المطلب بر شيبة الحمد اطلاق يافت و درين باب وجوه ديگر نيز گفته‌اند كه در ايراد آن چندان فايده متصور نيست القصه چون مطلب بن عبد مناف از عالم انتقال نمود رياست قريش تعلق بعبد المطلب گرفت و كليد خانه كعبه به دستش آمده منصب حجابت را متعهد گشت و اهالى مسجد الحرام در تعظيم و احترامش باقصى الغايت ميكوشيدند و هرگاه ايشان را حادثه پيش مىآمد در ملازمت عبد المطلب بجبل ثور ميرفتند و او را وسيله ساخته دعا ميكردند تا ببركت نو رسيد المرسلين صلوة اللّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين كه از جبين مبينش مىدرخشيد آن مهم بكفايت مقرون ميگرديد و از جملهء آثار عبد المطلب حفر چاه زمزم است چنانچه مرقوم قلم خجسته شيم ميگردد و من اللّه الاعانة و المدد

ذكر انباشته شدن چاه زمزم و پديد آمدن آن بحسن اهتمام جد سيد عالم

بروجهى كه در ضمن تحرير احوال ابراهيم عليه السّلام مرقوم كلك اهتمام گشت فياض على الاطلاق از عين عنايت بيغايت چشمهء زمزم را در زمين حرم از اثر مقدم اسمعيل ظاهر گردانيد و بدان واسطه آن مكان عاليشان محل اقامت قبيله جرهم و قطورا كه داخل اهالى يمن