تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
صحيح مروى نيست و از سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم منقولست كه در وقت ذكر نسب عالى خويش چون بعدنان رسيدى عنان بيان باز كشيدى و قولى آنكه فرمودى كذب النسابون الى ما فوق عدنان مع ذلك جمهور مورخان برآنند كه اسمعيل و ابراهيم و نوح و ادريس و شيث عليهم السلام در سلك اجداد عظام خير الانام صلى اللّه عليه الى يوم القيام انتظام دارند القصه در آن اوقات و اوان كه به تباشير صبح وجود ابو البشر از مطلع خلافت نزديك بدميدن رسيد و طاير روح مقدس از فضاى راحت‌فزاى عالم قدس بجانب قالب مطهرش متوجه گرديد روح القدس دره طايرهء بيضا يعنى نور موفور السرور حضرت خاتم الانبياء را از قنديل عرش در خم طاق ابروى آدم بوديعت نهاد آنگاه بمحض عنايت سبحانى نفخ روح در آن جسد نورانى اتفاق افتاد بيت
ز نورش جهانرا لباس وجود * * ز جودش مشيد اساس وجود
و آن نور گرامى از آدم صفى بتوسط حوا بشيث منتقل شد و همچنين از صلب آباء برحم امهات نقل ميكرد تا بنوح و اصل گشت و پس از چند واسطه ديگر آن آفتاب عالمتاب از مطلع جبين مبين ابراهيم عليه التحية و التسليم طلوع فرمود و از آنجا بجبههء همايون اسمعيل تحويل كرد و بدين‌سان آن عطيه عظمى از اصلاب طاهره آباء ببطون امهات پارسا بطريقه مناكحهء شرعيه انتقال ميفرمود تا نوبت بعدنان رسيد و عدنان را دو پسر بود عد و معد اما نور پيغمبر امجد محمد صلى اللّه عليه ( من الازل الى الابد ) بمعد انتقال نمود و او ابو قضاعه كنيت داشت چنانچه در روضة الاحباب مسطور است ابو قضاعه را هشت پسر بود و از آن جمله نزار حامل نو رسيد ابرار گشت و كنيت نزار ابو ربيعه است و بعضى ابو اياد نيز گفته‌اند بنى حنيفه و بنى شيبان و بنى خثعم از نسل ربيعة بن نزارند و نزار پنج پسر داشت اما مضر بشرف نور خير البشر از برادران ديگر ممتاز بود و او باتفاق علماء اسلام فن تاريخ و سير متابعت ملت ابراهيم عليه التحية و التسليم مينمود بنى قيس غيلان از تخم مضراند و نور آن سرور از مضر به پسرش الياس منتقل شد و او نيز باتفاق مؤمن و موحد بود و بروايتى كه در كتاب مذكور مسطور است الياس آواز تلبيهء حضرت خير البريه را در وقت اداء مناسك حج از صلب خود مىشنود و بنى خزاعه و بنى رباح از نسل الياس‌اند و نور خير الناس از الياس به پسرش مدركه كه مسمى بعامر يا عمرو بود انتقال نمود و او را از آن جهة مدركه ميگفتند كه نوبتى از عقب خرگوشى دويده آن را بگرفت بنى هزيل از نسل مدركه‌اند و از مدركه نور حضرت خير البريه بخزيمه منتقل شد بنى اسد از تخم خزيمه اند و آن نور را خزيمه به پسرش كنانه كه مكنى بابو النضر بود انتقال فرمود بنى قعقاع و بنى ليث از ذريات كنانه‌اند و نور مصطفوى از كنانه به پسرش نضر كه قريش عبارت ازوست رسيد فاضل كامل حاوى كمالات اواخر و اوايل ابو الحسن على بن فخر الدين عيسى ابن ابى الفتح الاربلى رحمة اللّه عليه در كشف الغمه آورده است كه فرش اسم دابه ايست از دواب بحر و او در بهادرى و صيد يدبيضا داشت عرب چون بدين صفت او را ديدند گفتند ( هذا قرش البر كما هو قرش البحر ) و تصغير بقريش كردند از بهر تعظيم در روضة الاحباب