ذكر جامه پوشانيدن تبع خانه كعبه را بتوفيق الهى و بيان سبب ايمان آوردن او به بعثت حضرت رسالت پناهى ص
از سياق كلام طبرى و معارف نزد مؤلف چنان بوضوح پيوسته كه چون تبع اصغر خاطر انور از نظام امور مملكت يمن فارغ ساخت در سال پنجم از سلطنت خود بعزم تسخير ساير بلاد و امصار اعلام ظفر انجام برافراخت و در آن سفر بمدينه طيبه رسيده يكى از اولاد خود را كه موسوم بقيله بود بحكومت تعيين نمود و از آنجا كوچ كرده بعد از طى اندك مسافتى شنود كه مردم يثرب از كمال بيباكى شهزاده را بقتل رسانيدهاند و ساكنان آن خجسته مكان در آنزمان در سلك يهود انتظام داشتند و ايشان در زمان بخت نصر از بيت المقدس جدا شده بدانجا آمده القصه چون تبع از جسارت آنجماعت خبر يافت عنان مراجعت بجانب يثرب تافت و يهود قلاع و نواحى مدينه را مضبوط ساخته متحصن شدند و تبع آغاز محاصره و محاربه نمود و مدتى حال براينمنوال جارى بود و در آن اوقات متوطنان يثرب روز بجنگ ميپرداختند و شب خروارها خرما به معسكر تبع روان ميساختند و پادشاه يمن از مشاهدهء اينحالت در بحر حيرت افتاده فتورى تمام باهتمامى كه در باب محاصره مينمود راه يافت در خلال اين احوال كعب و اسيد كه از جملهء احبار بنى قريظه بودند بملازمت تبع شتافته و بهنگام فرصت عرضه داشتند كه تا غايت هيچكس از ملوك بر تخريب اين مدينهء مكرمه قدرت نيافته بلكه هركس كه اين معنى بخاطر گذرانيده بس از انقضاء اندك زمانى ببليهاى مبتلا گرديده زيرا كه اين موضع سراى هجرت پيغمبر آخر الزمان خواهد بود محمد قرشى ص درين سرزمين توطن خواهد نمود و سخن احبار مأثر افتاده و تبع ترك محاصره داده كعب و اسيد را مصاحب خويش ساخت و رايت عزيمت بصوب مكهء مباركه برافراخت در اثناء راه جمعى از بنى هزيل كه ميدانستند كه هركس كه قصد تخريب خانه كعبه نمايد بعقوبت عاجل و آجل گرفتار آيد از كمال عداوت نزد تبع آمده بعرض رسانيدند كه در خانهء كعبه سيم و زر بسيار و در و گوهر بيشمار مدفون كردهاند و تا غايت هيچكس از سلاطين برين معنى اطلاع نيافته اگر ملك بتخريب آن خانه پردازد بىاشتباه آن اموال بدست آيد تبع را فوت طمع در حركت آمده نيت تخريب بيت اللّه در صميم قلب جاى داد و همان روز دستها و پايهاء او خشك شده ساير اعضايش متشنج گشت و كعب و اسيد را طلبيده از سبب آنعارضه سؤال نمود ايشان جوابدادند كه ظاهرا ملك عزيمت ارتكاب امرى ناپسنديده داشته كه حكيم على الاطلاق اين مرض را برو گماشته تبع كيفيت حال را به زبان راستى درميان آورده كعب و اسيد او را به تغيير آن عزيمت ترغيب نمودند و پادشاه يمن خاطر بر آن قرار داد كه چون از آن رنج خلاص يابد بدستور حاجيان كعبه را طواف نمايد و جامه پوشاند لاجرم علتش به صحت تبديل يافت و تبع در آن باب قصيدهاى گفت كه يك بيتش اينست شعر
ما كنت احسب ان بيتا طاهرا * * للّه فى بطحاء مكته بعند
و چون