تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
صاحب معارف صد و چهل سال بسلطنت و اقبال گذرانيد العبد بن ابرهه ملقب به ذو الاذعار بود و اذعار جمع ذعر است و ذعر مرادف ترس و چون او در زمان پدر خود لشكرى بيقياس ببلاد نسناس برده بعضى از ايشان را اسير كرده بيمن آورد و مردم از آنجماعت كه رويهاء ايشان در سينهاء ايشان بود ترسيدند العبد را بدين لقب ملقب گردانيدند و بزعم فارسيان كيكاوس بر دست ذو الاذعار گرفتار گشته بود چنانچه سابقا اشارتى بدين حكايت رفت مدت سلطنت العبد را از صد و پنجاه سال تا بيست و پنج سال گفته‌اند هدهاد بن شراحيل بعد از فوت ذو الاذعار سلطنت يمن برو قرار گرفت و مدت هفتاد و پنجسال پادشاهى نمود بلقيس بقول بعضى از مورخان دختر هدهاد بود و برخى او را در سلك خواهران هدهاد شمرده اند و چون بلقيس بيست سال افسر حكومت بر سر نهاد بموجبى كه سبق ذكر يافت در تحت امر و نهى سليمان عليه السّلام درآمد ناشر بن عمرو بن شراحيل بواسطهء كثرت انعام به نعيم ملقب گشت و او بعد از بلقيس هشتاد و پنجسال در بلاد يمن بامر سلطنت قيام نمود ابو كرب شمر بن افريقش بن ابرهة بن حارث الرايش بسبب استيلاء مرض رعشه بيرعش يا ارعش ملقب گشته بود و شمر يرعش از ملوك يمن بوفور اسباب حشمت و بسطت مملكت و افزونى لشكر و بسيارى مال و زر امتياز تمام داشت و در ايام دولت خويش با هزار علم كه در سايهء هر علمى هزار مرد مقاتل بودند بجانب مشرق نهضت فرمود و از جيحون عبور نموده بلاد ماوراء النهر را مسخر ساخت و بتخريب بلدهء سغد پرداخته در برابر آن شهرى ديگر احداث كرد و تركان آن بلده را شمركند گفتند يعنى بلدهء شمر و اعراب شمركند را معرب گردانيده آن شهر را سمرقند خواندند و اين روايت با قول محمد بن جرير الطبرى مخالفت تمام دارد زيرا كه مؤلف مشاراليه مشعر بدين معنى است كه تبع اصغر بعد از الباس كعبهء معظمه ( زادها اللّه تعظيما و تكريما ) شمر را كه ملقب بذو الجناح بود بتسخير ماوراء النهر مأمور گردانيد و او پس از تخريب سعد سمرقند را بنا فرمود مدت ملك شمر يرعش بقول صاحب معارف صد و بيست سال و بروايت حمزهء اصفهانى سى و هفت سال بود و العلم عند اللّه تعالى المعبود ابو مالك بن يرعش بعد از فوت پدر مالك تخت و افسر گشت و مدت پنجاه سال پادشاهى كرده درگذشت و در بعضى از كتب مسطور است كه ابو مالك در اواخر ايام دولت خود لشكر بجانب شمال كشيد و تا ظلمات رفته از آنجا عنان عزيمت بعالم آخرت معطوف گردانيد و امرا و اركان مملكت او بجانب يمن مراجعت كرده ولد ارشدش را كه موسوم به اقرن بود بپادشاهى برداشتند اقرن بن ابو مالك ملقب به تبع ثانيست و بروايتى موسوم بعمرو بود و معاصر بهمن بن اسفنديار مدت سلطنتش پنجاه و سه سال گفته‌اند ذوجيشان بن اقرن با داراء بن داراء و اسكندر معاصر بود و مدت هفتاد سال پادشاهى نمود مالك بن ابى كرب بن تبع الاقرن سى و پنجسال در يمن سلطنت كرد ابو كرب اسعد بن مالك بن ابى كرب به تبع اوسط ملقب بود و او بشدت قهر و غضب اتصاف داشت بنابرآن يمنيان پسرش حسان را بپادشاهى برداشته اسعد را بقتل آوردند حسان بن تبع الاوسط چون بر