تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مدت سه سال تاج سلطنت بر سر نهاد و ابن جبله آخر ملوك غسانى بود و در زمان خلافت امير المؤمنين عمر بن الخطاب بمدينه آمده در سلك اهل اسلام انتظام يافت و بسبب آنكه بيگناهى را مشتى زد و فاروق اعظم بقصاص فرمانداد مرتد گشته باز بديار شام رفت و در جاهليت فوت شد

ذكر ملوك بنى حمير كه در مملكت يمن افسر سلطنت بر سر نهاده‌اند

صاحب تاريخ بناكتى از مؤلف ديوان النسب نقل نموده است كه قحطان كه پدر سلاطين يمن است پسر هود پيغمبر عليه السّلام بود و اين قحطان باتفاق اكابر مورخان در اراضى يمن مسكن گزيده بزراعت و عمارت مشغول گرديد و او را حق سبحانه و تعالى اولاد امجاد كرامت فرمود و يعرب و جرهم از آن جمله بودند و يعرب بزرگترين فرزندان قحطان بود و بقول اصح اول كسى كه بلغت عربى تكلم فرمود يعرب بود و اعراب يمن به تمام از نسل قحطان پيدا شدند و يعرب را پسرى بود موسوم به يشجب و يشجب را ولدى در وجود آمد عبد الشمس نام و او بعبادت آفتاب قيام مينمود و بنابر آنكه اول كسى كه در عربستان رسم سبى درميان آورد عبد الشمس بود او را سبا لقب نهادند و سبا هفده سال باستصواب قوم و قبيلهء خويش متصدى امر ايالت گرديد و او سه پسر داشت كهلان - مره - حمير و بعد از انتقال سبا از دار فنا كهلان قايم‌مقام پدر شد و ملوك بنى لخم و غسانيان از نسل كهلانند و پس از فوت او برادرش حمير بن سبا كه نسب تمامى تبابعه يمن كه تا نزديك زمان اسلام بر مسند اقبال متمكن بوده‌اند به او ميپيوندد بر سرير سلطنت نشسته تا آخر عمر بانتظام مهام فرق انام قيام و اقدام مينمود و چون حمير بعالم ديگر انتقال فرمود اختلاف در قبيلهء او پيدا شد و يكى از ايشان در مدينه سبا و ديگرى در بلاد حضرموت پادشاه گشتند و مدتها حال يمنيان بدين منوال گذران بود تا حارث الرايش خروج نموده جميع اولاد حمير بر سلطنتش اتفاق كردند و امر و نهى او را تابع شدند بنابرآن حارث به تبع ملقب گشت حارت الرايش اول پادشاهيست كه او را تبع گفتند و هو حارث بن قيس بن صيفى بن سباء الاصغر بن حمير بن سبا در تاريخ بناكتى مسطور است كه او را رايش بجهة آن ميگفتند كه بسيار عطا بود و عطادهنده را بلغت حمير رايش گويند و حارث رايش بروايتى معاصر منوچهر بود و در ايام دولت خود بلده‌اى كه برانه موسوم شد احداث نمود و لقمان بن عاد صاحب النسور در زمان حكومت او بعالم ديگر انتقال فرمود مدت سلطنتش بقول اصح صد و بيست سال بود ابرهة بن حارث الرايش بعد از فوت پدر افسر پادشاهى بر سر نهاده لشگر ببلاد مغرب كشيد و در وقت رفتن بر سر راهها منارها ساخت تا در حين مراجعت راه گم نكند بنابرين به ذو المنار ملقب گشت مدت حكومتش صد و هشتاد و سه سال بود افريقش بن ابرهه چون متصدى امر پادشاهى شد مانند پدر بجنگ اهل مغرب شتافت و شهرى در آنطرف بنا نهاده بافريقيه موسوم گردانيد و افريقش بروايت حمزه اصفهانى صد و شصت و چهار سال و بقول
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 263 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )