فرمانفرمائى متمكن بود درگذشت و پسرش نعمان الاعور كه بانى خورنق و سدير است مالك تاج و سرير شده زمان ايالتش مدت سى سال امتداد يافت و در يكى از كتب معتبره به نظر درآمده كه نعمان در اواخر ايام پادشاهى روزى با وزير خويش عدى بن زيد در گورستان حيره سير ميكرد در آن اثنا عدى كه متابعت ملت عيسى عليه السّلام مينمود گفت ايها الملك ميدانى كه اصحاب اين قبور چه ميگويند نعمان جوابداد كه نى وزير گفت ميگويند اى آن كسانى كه بر روى زمين مسكنى داريد و پيوسته از روى جد و جهد همت بر تحصيل هواء نفس ميگماريد ما نيز مانند شما بوديم و عنقريب شما نيز مثل ما خواهيد شد نعمان از شنيدن اين سخنان متغير گشته مراجعت نمود و بعد از اندك زمانى بار ديگر همعنان آن وزير خجسته سير بگورستان رسيد و باز عدى ازو پرسيد كه ايها الملك ميدانى كه اين مردگان به زبان حال چه ميفرمايند نعمان جوابداد كه نى عدى بيتى چند در مذمت عالم فنا و بيوفائى دنيا بر زبان راند و نعمان از استماع آن ابيات بدان مثابه متأثر گشت كه ترك ملك و مال داده و متلبس به لباس رهابين شده سر در صحرا و بيابان نهاد و اكثر اولاد آن پادشاه و الانژاد نيز بسنت سنيهء پدر عمل نموده آغاز طاعت و عبادت كردند از آن جمله يكى از دختران نعمان كه مسماة بهند بود در بيرون كوفه صومعهاى كه آن را دير هند گويند بنا فرمود و در آن معبد مسكن گزيده ابواب تعبد و زهادت بر روى خويش گشود به صحت پيوسته كه چون نعمان بنابر سببى كه در ضمن حكايت بهرامگور مذكور شد ترك سلطنت كرده از حيره بيرون رفت ولدش منذر مدير امور ملك گشت و هشت سال و نه ماه بدولت گذرانيد و بعد از وفاتش اسود كه ولد او بود بيست سال سلطنت نمود و پس از وى برادرش منذر بن منذر هفت سال حكومت كرد و چون او روى بعالم آخرت آورد برادر زادهاش نعمان بن اسود چهار سال پادشاه بود آنگاه ابو يغفر بن علقمة الديلمى كه با نعمان خويشى داشت سه سال علم دولت و اقبال برافراشت و بعد از وى امرء القيس بن اسود هفده سال پاى بر مسند حكومت نهاد و چون او رخت بقا بباد فنا داد پسرش منذر كه مشهور بمنذر بن ماء السماء بود پادشاه شد و ماء السماء كنايت از مادر منذر است كه از غايت صفاء رخسار و لطافت ديدار به اين لقب ملقب گشته بود و در ايام دولت منذر مزدك ظهور نموده چنانچه سابقا مسطور شد قباد بن فيروز به او ايمان آورد و بدان سبب اختلال باحوال ملك عجم راه يافت و چون بنى لخم در اغلب اوقات تابع سلاطين فرس بودند پريشانى مملكت قباد بولايت منذر سرايت كرده حارث بن عمرو بن حجر الكندى برو مستولى گشت و منذر از وى فرار نموده بعد از آنكه انوشيروان بانتظام مهام عالم و عالميان پرداخت منذر بن ماء السماء را نوبت ديگر در عراق عرب حاكم ساخت مدت ملك منذر از اول تا آخر سى و دو سال بود عمرو بن منذر بن ماء السماء بعد از انتقال پدر از دار دنيا شانزده سال به حكومت قيام نمود و پس از وى برادرش قابوس بن منذر پادشاه شد و چون چهار سال از اقبالش در گذشت بر دست شخصى كه از بنى يشكر بود كشته گشت آنگاه فشهرب فارسى يكسال
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٢٦٠