افسر از سر برداشت و بر زمين زد و از غايت حزن و الم بطاعون يا به مرض ديگر مبتلا شده وفات يافت مدت عمر شيرويه بيست و دو سال بود و ايام سلطنتش بروايت جمهور مورخان هشت ماه اما اين بيت
پدركش پادشاهى را نشايد * * وگر شايد بجز شش مه نپايد
دلالت بر آن مىكند كه زمان فرمانفرمائى او زياده از شش ماه نبود و اللّه اعلم بالصواب
اردشير بن شيرويه ملقب بكوچك بود و در سن هفت سالگى قايممقام پدر شد يكى از اكابر عجم به نيابتش مهمات را فيصل داد و چون اين خبر بسمع شهريار كه در سلك اعاظم امرا انتظام داشت و به ضبط سرحد روم اشتغال مينمود رسيد در خشم شد كه چرا بيمشورت من كودكى را پادشاه ساختهاند و لشگر بمداين كشيده اردشير را بقتل رسانيد و متصدى امور حكومت گرديد مدت ملك اردشير يكسال و نيم بود
شهريار بعضى از مورخان از وى بفرخان و بعضى به شهر براز تعبير كردهاند و صاحب شاهنامه نامش را گراز گفته محمد بن جرير الطبرى شهر ايران در قلم آورده و بر هر تقدير چون او از خاندان ملك نبود اكابر عجم از خدمتش عار داشتند و سه برادر از سپاه اصطخر بر قتلش اتفاق نموده در حين سوارى به زخم سيف و سنان شهريار را ز پشت زين بر روى زمين انداختند مدت سلطنتش بقول اكثر ارباب اخبار چهل روز بود
پوراندخت بنت پرويز بعد از قتل شهريار باتفاق اعيان عجم قدم بر مسند سلطنت نهاد و بكمال عقل و تدبير اقارب و اجانب را بلطف و احسان فراوان مستمال گردانيده ابواب عدل و انصاف بگشاد اما حقيقت حال آنست كه نظم
چو تاج كيانى بپوران رسيد * شكوهى در آن خاندان كس نديد *
به ياد آر آن قول سنجيده را * * بخوان نظم مرد جهان ديده را *
شكوهى نماند در آن خاندان * * كه بانگ خروس آيد از ماكيان
و پوراندخت چون يكسال و نيم بسلطنت گذرانيد رخت بعالم آخرت كشيد و به اعتقاد حمد اللّه مستوفى پورانى منسوب بدوست جشنسده بقول زمرهء از ارباب تواريخ در سلك بنى اعمام خسرو پرويز انتظام داشت و بعضى برآنند كه او از خاندان ملك نبود و نامش فيروز است و جشنسده لقب اوست و بغايت بزرگ سر بود و در آنوقت كه افسر بر سرش نهادند گفت اين تاج تنگست و عقلا از شنيدن اين سخن تطير كرده جزم دانستند كه زمان دولتش در اندك روز گارى بسر خواهد رسيد ابن اثير گويد ( و كان ملكه اقل من شهر و قتله الجند لانهم انكرو سيرته ) و هيچكس زمان ملكش را زياده از دو ماه نگفته در تاريخ حافظ ابرو مسطور است كه بعد از جشنسده خسرو بن قباد بن نوشيروان فرمانفرما شد و اين قول مخالف روايت جمهور مورخان است زيرا كه در اكثر كتب متداوله در عقب جشنسده ذكر آزرمىدخت مذكور است و اللّه تعالى اعلم