ساسان الاصغر بساسان بن بهمن بن اسفنديار مىپيوست و عقيدهء زمرهاى آنست كه ساسان الاصغر دختر بابك را كه از قبل اردوان حاكم فارس بود و او را بنابر تعظيم بابكان ميگفتند يعنى امير بابك بحبالهء نكاح خويش درآورد و اردشير از آن دختر متولد شد و چون مدت هشت سال از عمر آن مولود عاقبت محمود بگذشت جمعى از علماء فن تنجيم به او گفتند كه ما را از ملاحظه زايجهء طالع تو چنان معلوم شده كه بمرتبه بلند سلطنت فايز خواهى گشت و اكثر معمورهء ربع مسكون را بتحت تصرف خواهى آورد و اينسخن كالنقش فى الحجر در لوح دل اردشير سمت ارتسام يافته بعد از چندگاهى شبى در عالم رؤيا مشاهده نمود كه فرشتهاى با وى گفت كه بشارت باد ترا كه ايزد سبحانه و تعالى تملك بلاد و ايالت عباد خود را به تو ارزانى داشت لاجرم اردشير در ايام جوانى بر زين ملك ستانى نشسته تمامى ملوك طوايف را مغلوب و مقهور گردانيده و باردوان نيز محاربه كرده او را بقتل رسانيده از كنار دجلهء بغداد تا رود جيحون مسخر ساخت و بروايتى در جميع معمورهء ربع مسكون رايت شهريارى برافراخت و اردشير اول پادشاهيست كه اختراع كمر كرده آن را برميان بست و نخستين ملكيست كه ملقب بشاهنشاه گشت و اردشير از ساير سلاطين عجم بمزيد فضل و هنر امتياز داشت و همواره همت عالى نهمت بر تصنيف و تأليف ميگماشت از جملهء مؤلفات او كتابى است موسوم بكارنامه و آن رساله مشتمل است بر كيفيت خروج و طواف او در اطراف جهان و تصنيف ديگر دارد آداب العيش نام و آن رساله مبنى است از آداب خوردن و آشاميدن و چگونگى اختلاط با مردم و در آن تأليف مبين ساخته كه آدمى در هر وقتى چه كار كند و در هر زمانى بكدام شغل اشتغال نمايد و اردشير در مملكت خويش منهيان تعيين نموده بود كه هر قضيهاى كه حادث گشتى بسمع او رسانيدندى بمرتبهاى كه هركه صباح ببارگاه او درآمدى گفتى كه تو دوش چه كار كردى و چه بر زبان آوردى مدت سلطنتش بعد از قتل اردوان باتفاق مورخان چهارده سال و چند ماه بود و از ابتداء خروجش تا وقت وفات بقول طبرى چهل و چهار سال و الملك و البقاء للّه الملك المتعال
ذكر مبادى احوال اردشير بابكان و بيان تسلط او بر ممالك ايران
در بعضى از كتب تاريخ و اخبار مرقوم اقلام بدايع آثار گشته كه اردوان بن نرسى كه آخرين ملوك طوايف است مملكت رى را دار الملك خويش گردانيده يكى از امراء صاحب شوكت را بحكومت تمامت ولايت فارس باز گذاشته بود و ضبط بعضى از قرى و آتشكدههاى اصطخر را در عهدهء بابك بن ساسان الاصغر كرده و اين بابك را از منكوحهء او كه مسماة بارهمن بود پسرى در وجود آمد شمايم اقبال و سرورى از گلشن جمالش فايح و آثار استقلال و مهترى از ناصيهء احوالش لايح و آن مولود نيكو سير باردشير موسوم گشته چون بسن رشد و تميز رسيد و غايت شجاعت و فرزانگى او مشهور گرديد حاكم فارس كس بنزد بابك فرستاد اردشير را طلبيد و بابك حسب الحكم بتقديم رسانيده