تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
يونان و روم و شام بيكى از اقرباى فيلقوس كه از نسل عيص بن اسحق بود تعلق گرفت و تا زمان قوت اسلام سلطنت آنديار از آن خاندان سمت انتقال نپذيرفت اما حكومت ديار عجم پس از فوت اسكندر تا هنگام خروج اردشير بابكان متعلق بملوك طوايف و اشكانيان بود و ميان مورخان در مدت دولت ملوك طوايف و اشكانيان اختلافست اعتقاد حمزه اصفهانى آنكه آن طبقه سيصد و نود و چهار سال حكومت كرده‌اند و بهرام بن مردان شاه اوقات سلطنت ايشان را چهار صد و شصت سه سال گفته است و روايت محمد بن جرير الطبرى آنكه زمان ايالت آن طبقه پانصد و بيست و سه سال امتداد يافته و حمد اللّه مستوفى ايام حكومت آن زمره را سيصد و هژده سال عقيده دارد و بعضى ديگر از مورخين گويند كه چون زمان حكومت ملوك طوايف و اشكانيان به دويست و شصت و هشت سال رسيد ممالك فارس باردشير بابكان منتقل گرديد و بواسطه اين اختلافات مفصل ايام سلطنت ايشان مختل مىشود و مجملى مكمل نميگردد و همچنين عدد اسامى ايشان مختلف فيه است و راقم حروف در آن باب بايراد يك روايت كه مختار بعضى از متاخرين است اكتفا مينمايد

ذكر پادشاهى اشك

جمعى از مورخان اشك را ولد داراء اصغر اعتقاد دارند و گويند كه او را اشكان نيز ميگفتند يعنى امير اشك و طايفه‌اى گويند كه اشكان نام پدر اشكست و پدر اشكان داراء اصغر بوده و صاحب مفاتيح العلوم آورده كه پدر اشك نيز اشك نام داشت و اشكان لقب او است و محمد بن جرير الطبرى قلمى كرده كه اشك پسر داراء اكبر بوده و باتفاق اكثر اهل تاريخ اشك بعد از انقضاء چهار سال از حكومت ابطحش رومى بر وى خروج فرموده بقتلش مبادرت نمود و بر سرير ايالت نشسته از كنار دجلهء بغداد تا بلده رى در تحت تصرفش قرار گرفت و ملوك طوايف بواسطهء اصالت با او بحرمت زندگانى كرده در احكام و مكتوبات نام او را بر نام خود مقدم نوشتند اما هيچ‌كدام باج و خراج به او نميدادند مدت سلطنت اشك بروايتى پانزده سال و بقولى دوازده سال و بمذهبى ده سال و بعقيده بهرام بيست سال بود نبوت زكريا و تولد يحيى و عيسى عليهم السلام در زمان دولت او روى نمود شاپور بن اشك زرين لقب داشت و او بعد از فوت پدر افسر فرماندهى بر سر نهاده در سواد عراق رحل اقامت انداخت و جسرى آهنين كه تا زمان انوشيروان بر دجله بود او ساخت و يس و رامين در ايام دولت او ظاهر شدند و بعثت عيسى عليه السّلام هم در آن اوقات وقوع يافته مدت حكومتش به اعتقاد قاضى بيضاوى شصت سال و بقول حافظ ابر و چهل و دو سال و بروايت حمد اللّه مستوفى شش سال بود مصراع
چه شش چه شصت و چه ششصد چو آخر است زوال
بهرام بن شاپور ملقب بگودرز بود و بروايتى شهر انبار را او عمارت نمود و در تاريخ حمزة بن حسن اصفهانى مسطور است كه بهرام بعد از قتل يحيى بن زكريا عليهما السلام