بيان چنان انتظام دادهاند كه چون گشتاسپ ملت باطل زردشت را شعار روزگار خود ساخت و در هر بلدهاى از بلدان قلمرو خود آتشكدهاى طرح انداخت زردشت به او گفت پادشاهى را كه متقلد قلادهء دين حق باشد جايز نيست كه خراج بحاكمى دهد كه سالك ممالك غوايت بود و حال آنكه در اوان ميان حاكم تركستان كه ارجاسپ نام داشت و گشتاسب قواعد مصالحت استحكام يافته هرساله جزئى خراجى از ايران بتوران ميبردند چون زردشت گشتاسپ را از اداء مال مقرر مانع شد و كيفيت حال بسمع ارجاسب رسيد باحضار عساكر نصرت شعار مثال داده با لشگر بسيار وعدت بيشمار بجانب ديار ايران روان گشت و گشتاسپ نيز جنود نامعدود فراهم آورده باستقبال سالار تركان استعجال نمود و با پسر ارشد خود اسفنديار گفت كه اگر به يمن اهتمام تو ارجاسپ انهزام يابد زمام امور سلطنت را در قبضهء اختيار تو نهم و بعد از تلاقى فريقين حربى صعب دست داده اسفنديار آثار تسلط و اقتدار اظهار كرده ارجاسپ منهزم شد و پسر و برادران او كشته گشته گشتاسپ مظفر و منصور با غنايم نامحصور بمقر خود مراجعت فرمود و اسفنديار را بضبط ارمنيه و آذربيجان روانساخت و در غيبت شاهزاده مفسدى نزد گشتاسب او را بداعيه استقلال سلطنت متهم گردانيد و چون اسفنديار از آن ديار بازگشت در قلعهء كرد كوه محبوس شد اينخبر بسمع ارجاسپ رسيده فرصت غنيمت شمرده لشگر ببلخ كشيد و پير عزيز يعنى لهراسپ را كه در آن بلده ساكن بود بقتل رسانيده دختران گشتاسپ را اسير كرد و بتركستان فرستاد و گشتاسپ بعد از محاربه با ارجاسپ و انهزام از وى در قلعهاى از قلاع متحصن گشته برادر خود جاماسپ را بقلعهء كرد كوه ارسال داشت تا اسفنديار را از مجلس بيرون آورد و بسلطنت وعده داده التماس دفع شر ارجاسپ كند و بعد از آنكه جاماسپ بقلعه رسيد و از اداء رسالت فارغ گرديد اسفنديار بندهاى خود را به زور بازو از هم گسيخت و بحصاريكه پدرش متحصن گشته بود شتافت و روز ديگر از قلعه بيرون آمده بضرب تيغ و سنان تركان را منهزم ساخت و پس از وقوع فتح گشتاسب با اسفنديار گفت كه منصب شاهى حق تست ليكن عارى عظيم باشد كه تو فرمانفرماى جهانيان باشى و خواهران تو در دست دشمنان اسير باشند از استماع اينسخن عرق حميت اسفنديار در حركت آمده از سپاه ايران دوازده هزار سوار و دوازده هزار پياده جرار برگزيده با برادر خويش پشوتن بعزم انتقام ارجاسب و نجات اسيران قدم در راه نهاد و در بسيارى از نسخ مسطور است ( و العهدة على الرواة ) كه اسفنديار در آنسفر بموضعى رسيد كه از آنجا تا روئيندژ كه دار الملك ارجاسپ است سه راه بود و وصول به آن بلده از يك طريق كه آبادانى داشت به مدت شش ماه تيسير مىپذيرفت و از راه ديگر كه آب و علف كمتر بود بيك ماه و از راه سيوم كه آن را هفت خوان ميخواندند بيك هفته اما درين راه موانع غريبه مثل شيران درنده و جادوان فريبنده و كثرت برف و باران فراوان بود و اسفنديار سپاه را با پشوتن از راه دوم روان كرده با فوجى از دليران بطريقه بازرگانان از طريق
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٢٠٢