تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
را بجهة ممارست علوم نجوم از اوضاع كواكب معلوم شد كه مانند موسى عليه السّلام شخصى ظهور نمايد كه او را بسبب ضياء آتش آشنائى بعالم بالا پيدا شود و اينمعنى نبوت او گردد و به تلبيس ابليس پنداشت كه آن شخص غير ازو كسى نيست و بخلوت و مجاهدت مشغول شده بنابر كثرت رياضت روشنى بر دلش تافت و شيطان آن نور را در لباس نار به او نموده از ميان آتش با وى در سخن آمد و زردشت مخاطبات آن ملعون را جمع آورده و كتابت كرده آن كتاب را زند نام نهاد آنگاه زند را شرحى نوشته موسوم بپازند گردانيد و حالا بدكيشان را بدان كتب منسوب ساخته زنديق گويند القصه بنابر اسباب مذكوره زردشت دعوى پيغمبرى كرده خلايق را بدين مجوس و كيش پرستش آتش دعوت كرد و جمعى از اهل ضلال سر درپى آن ضال مضل نهاده روزبروز متابعانش بيشتر ميشدند و كيفيت اينواقعه بعرض گشتاسپ رسيده خواهان ديدار زردشت گشت و بعد از آنكه بين الجانبين ملاقات بوقوع انجاميد پادشاه از راه رفته به آن ملت درآمده و قولى آنكه نخست از قبول آن كيش ابا كرده مدت هفت سال زردشت را حبس فرمود و در آن اوقات روزى گشتاسپ در راهى قطع مسافت مينمود كه ناگاه چهار دست‌وپاى اسبش به زمين فرورفت و پادشاه زردشت را از زندان طلبيده از سبب آنواقعه تفتيش نمود زردشت گفت موجب اين قضيه آنست كه فرمان مرا كه پيغمبر خدايم بسمع قبول نمىشنوى اكنون اگر شرط متابعت و مطاوعت من بجاى آورى دعا كنم تا دست‌وپاى اسب تو را ايزد تعالى خلاص گرداند و گشتاسپ متقبل اينمعنى شده و زردشت دعا كرده بتقدير الهى قوايم بارگير صاحب تاج و سرير از زمين برآمد آنگاه گشتاسپ باتفاق اولاد و امرا بوى گرويده جميع طوايف انام را بدين آتش‌پرستى دعوت كردند و هركس كه از متابعت آن ملت امتناع نموده جانش را به آتش بيداد سوخته خرمن حيات بسيارى از مردمان را بباد فنا بردادند و گشتاسپ آتش كده‌ها در اطراف ممالك عالم بنا فرمود و بارادات تمام تا آخر ايام زندگانى متابعت و مطاوعت زردشت مينمود و از جملهء خوارق عاداتى كه آنصاحب شقاوت ظاهر ساخت يكى آنكه در وقت ملاقات گشتاسپ آتش‌پاره‌اى در دست داشت و با آن بازى ميكرد و ديگر آنكه نوبتى مقدارى طلاء گداخته بر وى ريختند اصلا متأذى نشد صاحب تحفة الملكيه گويد كه ظهور زردشت بعد از سى سال از ملك گشتاسپ بود و پس از آن سى و پنجسال بماند و مدت حياتش به هفتاد و هفت سال رسيده و العلم عند اللّه تعالى

گفتار در بيان مخالفت و محاربت گشتاسپ و ارجاسپ و ذكر شمه‌اى از رشحات و بسالت اسفنديار روئين‌تن و كشته شدن او بر دست رستم زال و انتقال ملك عجم ببهمن

نقادان غث و سمين سخن و صرافان جواهر مآثر نو و كهن درر اين حكايت را در رشتهء