كن شايد تعبير بخاطر رسد استاد بانگ بر وى زد كه خاموش باش و آزاد سرو معلم را از غلظت مانع آمده خواب كسرى را بيان كرد بو ذر جمهر گفت مصراع
نگويم من اين گفته جز نزد شاه *
آزاد سرو را گفتار كودك معقول افتاده او را الاغ و خرج راه داده باتفاق متوجه درگاه پادشاه شدند و بعد از وصول به مقصد آزاد سرو قضيهء آوردن بو ذر جمهر را معروض نوشيروان گردانيده كسرى در خلوتى او را طلب داشت و طالب تعبير خواب شده بو ذر جمهر بعرض رسانيد كه در شبستان پادشاه غلامى است كه بيكى از اهل حرم الفت گرفته و اگر خاطر همايون خواهد كه حقيقت اين حال مكشوف گردد حكم فرمايد تا كنيزان يكيك از پيش او بگذرند و كسرى بدين موجب فرمان فرموده بعد از مرور كنيزان و تفحص احوال ايشان بيت
غلامى پديد آمد اندر ميان * * به بالاى سرو بچهر كيان
و بوضوح انجاميد كه آن غلام را دختر حاكم چاچ بنابر آنكه از خوردى باز به او متعلق بوده از خانهء پدر همراه آورده و در لباس عورات در شبستان نگاه ميداشت لاجرم كسرى دختر و غلام را بسياست رسانيده بو ذر جمهر را ملازم گردانيد و روز بروزگار آن حكيم فطنت شعار در ترقى بود تا بدرجهء بلند وزارت رسيد نقلست كه روزى نوشيروان مجلسى عظيم آراسته و باحضار حكما و مؤبدان مثال داده اشارت فرمود كه هريك از حضار كلمه چند كه متضمن صلاح احوال پادشاهان و زيردستان باشد بيان فرمايند و هركس از اهالى آن محفل در آن باب استقصا نمود چون نوبت به بو ذر جمهر رسيد بعرض رسانيد كه من مقصود ملك را در دوازده كلمه ادا نمايم نوشيروان سؤال كرد كه آن كلمات كدامست حكيم جواب داد كه ( اول ) پرهيز است از شهوت و غضب و هواى نفس ( دوم ) صدقست در گفتار و وفا بمواعيد و شروط و عهود و مواثيق ( سوم ) مشورتست با ارباب دانش در آنچه سانح شود از حوادث ( چهارم ) اكرام علماء و اشراف و امراء كتابست على قدر مراتبهم ( پنجم ) تعهد قضاست و تفحص عمال و جزا دادن نيكوكار و بدكردار بواسطه احسان و اسائت بديشان ( ششم ) تفتيش زندانيانست هر چندگاه تا گناهكاران را عقوبات نمايند و هركس را كه مستحق گذاشتن باشد اطلاق فرمايند ( هفتم ) تعهد طرق و اسواق و اهل تجارتست ( هشتم ) تأديب رعاياست بر جرايم و اقامت حدود برايا بر مآثم ( نهم ) جمع اسلحه و آلات حربست ( دهم ) اكرام اهل بيت و عشاير و عقاربست ( يازدهم ) تعيين منهيان و جواسيس است تا حوادث ملكى را معروض دارند ( دوازدهم ) تلطف و تفقد دربارهء وزرا و ندما و خواص و خدمست و ايضا از كلمات حكمت آيات بو ذر جمهر است كه اصل نيكوئيها سه چيز است تواضع بىتوقع سخاوت بىمنت خدمت بىطلب مكافات و للّه الحمد و المنه كه بمساعدت توفيق ازلى و معاونت سعادت لم يزلى جواهر اخبار مشاهير انبياء بزرگوار و زواهر آثار جماهير حكماء عالى مقدار در سلك نظام انتظام يافت و خامهء پسنديده ارقام به قدر امكان در تصحيح و تنقيح اين روايات صحت آيات اهتمام نموده عنان بيان بصوب ديگر تافت * نظم
شكر خدا را كه ز لطف ازل * * و ز سبب مكرمت لم يزل *
گشت بسعى قلم خوش خرام