تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ملك آن معجزه را بر سحر حمل كرده شمعون ياران خود را گفت اگر شما ميتى را كه هفت روز از فوت او تجاوز نموده باشد و از مظنه سكته در گذشته به حال حيات باز آريد دين شما را ميتوان قبول كرد يحيى و تومان متقبل احياء همچنان مرده شده پسر حبيب نجار را كه پيش از آن بهفت روز مرده بود بفرموده ملك از قبر بيرون كشيدند و به مجلس رسانيدند و يحيى و تومان بحسب ظاهر و شمعون در سر حيات او را از ايزد عز و علا مسألت نموده آن ميت زنده شد و كيفيت عذاب جهنم و سبب احياء خود را بواسطه دعاء حواريون مشروحا تقرير نمود و فى الحال باتفاق پدر خود بدين مسيح عليه السلام ايمان آورد و به روايتى ملك نيز با جمعى از خواص زبان به كلمه طيبه توحيد جارى گردانيد و بقيه كفره تيغ خلاف از غلاف بركشيده پسر حبيب نجار را بعز شهادت رسانيدند و حضرت كبرياء سبحانى او را در جنت جاودانه جاى داده حبيب گفت
( يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ )
و شمعون بمرافقت اهل ايمان همان شب از انطاكيه بيرون رفته در وقت دميدن صبح جميع كفار از استماع آواز صيحهء روح الامين باسفل السافلين پيوستند و در باب قضيه انطاكيه روايتى ديگر نيز ورود يافته چنانچه متن متون الاخبار از شرح آن اخبار مىنمايد فليطالغ

ذكر شمه‌اى از كيفيت مدينه حاضورا و كشتن اهالى آنجا حنظلهء صادق را

نقادان غث و سمين سخن آورده‌اند كه حاضورا شهريست در مملكت يمن و ساكنان آن بلده در زمان فترت يعنى بعد از رفع مسيحا و پيش از بعثت خاتم الانبياء عليهما من الصلاة اتمها و انماها بنا فرمانى و اوامر و احكام ربانى جسارت نمودند و پاكيزه روزگارى از مردم آنديار موسوم بحنظلة الصادق بهدايت آنجماعت مبعوث گشته بعضى از ايشان بحليه ايمان متحلى شدند و طايفه‌اى بر عصيان مصر بوده حنظله را كشتند و مؤمنان بمقابله و مقاتله كفره قيام نموده مغلوب گشتند و بعد از اندك زمانى منتقم جبار ملكى از ملوك بابل را بر آن گمراهان استيلا داد بلكه جهت استيصال ايشان فرشتگان نيز نزول فرموده در حاضورا قتلى بافراط كردند و اشرار كفار در آنحال كه ملائكه را با تيغهاى آخته بر خود مسلط ديدند از افعال ناهموار ياد آورده گفتند كه
( يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ )

ذكر شمه‌اى از احوال يونس جهود و بيان آنكه سبب ضلالت امت عيسى عليه السلام چه بود

از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما مرويست كه امت عيسى بعد از رفع او بسپهر فيروزه فام مدت هشتاد و يكسال بر جاده شريعت راسخ دم و ثابت قدم بودند و بعد از آن با ضلال