آن خوان ماهى بريان بود و دوازده گردهء نان و مقدارى نمك سوده و غير سير و پياز و گندنا جميع بقول آنجا يافت ميشد القصه جمعى كثير از غنى و فقير از آن مايده پرفايده خوردند و طعام همچنان بر حال خود بود و آخر روز آنخوان به آسمان معاودت نمود و سه روز پياپى كه عبارت از يكشنبه و دوشنبه و سهشنبه است اين صورت تكرار يافته بعضى از ملاعين معجزهء چنين را بر سحر حمل كردند لاجرم به عذاب موعود مؤاخذ گشته صباحى از جاى خواب بهيأت خوك برخواستند و آن خنازير كه سيصد و سى و سه نفر بودند سه روز گرد مزبلها برآمده بعد از آن بصحراى عدم بلكه بقعر جهنم شتافتند
ذكر رفتن مسيحا بسپهر خضرا
چون بارادت ربانى جناب عيسوى كرت ثانى بيت المقدس را بيمن مقدم شريف نورانى گردانيد حاكم آن بلده كه بزعم طبرى هردوس الاصفر نام داشت باتفاق يهود همت بر قتل روح اللّه گماشت و مسيح عليه السلام با حواريون در گوشهء پنهان شده در آن مقام به مقتضاى وحى سماوى دانستكه بر طبقات سموات عروج خواهد فرمود و حواريون را براين قضيه تنبيه نموده شمعون بخلافت آن جناب تعيين يافت و عيسى گوش هوش آنجماعت را بدرر نصايح و مواعظ گران بار گردانيد و مخالفان براهنمونى يهودى كه سابقا بعيسى ايمان آورده بود و مرتد شده بسر آن جناب آمدند و نخست آن يهود به آن خانه دررفته حضرت عزت او را مشابه مسيحا ساخت و طايفهاى از ملايك ارسال داشت تا عيسى را از چنگ ظلمه نجات داده به آسمان بردند و چون يهود او را مشابه مسيحا ديدند فى الحال در وى آويختند و او هرچند فرياد زد كه من عيسى نيستم بلكه آن كسم كه شما را دلالت بدين منزل كردهام به جائى نرسيد و او را بردار كشيدند و بروايت طبرى كسى كه شبيه عيسى بود و مصلوب گشت اشيوع نام داشت و در آن زمان پيشواى بنى اسرائيل بود و زعم ابو الفتوح رازى آنكه آن شخص را قطياطوس گفتهاند و جلاد حاكم بنى اسرائيل بود و بعضى از مفسران نام آن بىناموس را طيطانوس گفتهاند القصه بعد از آنكه آن شخص كشته شد و يهود انتظار بسيار كشيده يار خود را باز نيافتند در شك افتاده گفتند اگر اين مصلوب مسيحاست يار ما كجاست و اگر يار ماست عيسى چرا ناپيداست كما قال سبحانه و تعالى
( لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ )
در بسيارى از كتب معتبره مسطور است كه بعد از انقضاى شش روز ازين قضيه در شب هفتم آفريننده افلاك و انجم عيسى عليه السلام را بر زمين فرستاد تا يحيى ابن زكريا و مريم و بعضى از حواريون را ملاقات فرموده نوبت ديگر لوازم وصيت بجاى آورد و اشارت فرمود تا هريك از حواريون جهة دعوت جهانيان به طرفى از اطراف ولايت روند و فرق انام را بقبول احكام انجيل ترغيب نمايند و باز عيسى به آسمان مراجعت فرموده قادر مختار او را از طبع بشرى عارى گردانيد و طبيعت فرشتگان ارزانى داشت و مريم بعد از شش سال از رفع مسيح بجنت اعلى انتقال