تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
پادشاه يهوديرا گرفتند و سرنگون از در آويختند و عيسى عليه السلام بر كيفيت حال اطلاع يافته بدان موضع رسيد و ديد كه آن مردم عزم قتل يهودى دارند اركان دولت ملك را گفت اگر غرض شما حيات پادشاه است يار مرا بگذاريد ايشان جوابدادند كه اگر باهتمام تو فرمانفرماى ما حيات مجدد يابد او را رها كنيم مسيحا اين معنى را از ذو الجلال و الاكرام مسألت نموده ملك زنده شد و ملازمانش دست از يهود بازداشتند و او بملازمت عيسى عليه السلام شتافت و گفت حقى بر ذمت من ثابت كردى كه مدت العمر از خدمت تو مفارقت اختيار نكنم روح اللّه فرمود كه تو را سوگند مىدهم بدان خدائى كه گوسفند و گوساله را بعد از آنكه كشتيم و بريان كرده خورديم زنده گردانيد و بدان كريمى كه ملك را پس از مرگ حيات بخشيده تو را از دار فروگرفت كه در اول حال كه مرافقت ما اختيار كردى چند گرده همراه داشتى يهود سوگند خورد كه زياده از يك نان نداشتم و عيسى خاموش گشته در راه افتادند و بحسب اتفاق به جائى رسيدند كه گنجى در زير زمين مينمود و تا آن غايت كسى بر آن اطلاع نيافته بود يهودى بعرض جناب نبوى رسانيد كه مناسب آنست كه اين اموال را تصرف نمائيم عيسى عليه السلام فرمود كه مقدر چنانستكه بر سر اين گنج جمعى هلاك شوند و چون يهود مجال خلاف نداشت در ملازمت آن جناب روان شد و بعد از غيبت ايشان چهار شخص بر سر گنج رسيده و دو كس از ايشان جهة آوردن طعام و شراب و تهيهء اسباب نقل گنج به شهر رفتند و اين دو تن كه توقف نموده بودند باهم مقرر كردند كه هرگاه ياران رفته بازآيند ايشان را بقتل رسانيده اموال را مناصفه قسمت نمايند و آن‌دو شخص نيز به همين خيال زهر قاتل در طعام تعبيه كرده مراجعت نمودند و به زخم تيغ بيدريغ هلاك شدند و كشندگان ايشان نيز بعد از تناول طعام مسموم راه سقر بيش گرفتند و كيفيت حال بر ضمير فياض عيسى عليه السلام پرتو انداخته با يهودى بر سر گنج رفته و آن مال را منقسم بسه قسم ساخته بخشى را بيهود عنايت كرد و دو حصهء ديگر را منسوب به خود گردانيد جهود گفت يا روح اللّه طريق عدالت مقتضى آنست كه اموال مناصفه تقسيم يابد عيسى گفت ازين گنج ثلثى متعلق به من است و ثلثى مخصوص به تو و قسم ثالث مخصوص به صاحب رغيف مفقود يهودى گفت اگر تو را به صاحب رغيف مفقود نشان دهم بخش او را به من عنايت ميفرمائى عيسى فرمود كه بلى جهود گفت كه صاحب آن منم روح اللّه فرمود تمامت اموال را برگير كه نصيب تو از دنيا و آخرت همين است و آن بىسعادت گنج را باز كرده چون اندك مسافتى قطع نمود زمين او را با آنچه داشت فرو برد و از عجايب معجزات كه از عيسى در اثناء اسفار صفت اصدار يافت يكى آنست كه روزى آن جناب با بعضى از اصحاب بمزرعى رسيدند كه نزديك بحصاد بود زحمت جوع بر ياران استيلا يافته از روح اللّه رخصت طلبيدند كه قدرى از آن زرع به كار برند و وحى در باب اذن آنجماعت نازل گشته گرسنگان آغاز خوردن كردند در آن اثنا صاحب زرع نعره زنان رسيد كه اين مزرعه از آباء من بر سبيل ارث به من انتقال نموده شما ملك مرا باذن كه ميخوريد روح اللّه را اين مناقشه