تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بروايت اصح پيغمبر اولو العزم بود و شريعتش بعضى از احكام تورية را نسخ نمود و به صحت پيوسته كه چون مسيح از ايمان يهود مأيوس گشت سياحت اختيار فرمود و چندگاه در اطراف جهان سير كرده در اثناء اسفار نزول مايده واقع شد و در كرت ثانى كه بموجب حكم ربانى به بيت المقدس مراجعت فرمود و حاكم آن بلده كه ظالمى بود فرعون وش همت بر قتل روح اللّه گماشت و حق سبحانه و تعالى جمعى از ملائكه را فرستاد تا در شب قدر كه داخل ليالى ماه مبارك رمضان بود آنجنابرا از چنگ ظلمه نجات داده به آسمان بردند در معالم التنزيل مسطور است كه شصت و پنجسال از استيلاى اسكندر در زمين بابل گذشته بود كه عيسى ع تولد نمود و چون سن شريفش بسىسالگى رسيد مبعوث گشت و در سى و سه سالگى از بيت المقدس بجانب وادى قدس مرفوع شد و بدين روايت مدت دعوت عيسى عليه السلام سه سال باشد و در معارف حصيبى مذكور استكه روح اللّه دوازده ساله بود كه انجيل نزول نمود و بهدايت بنى اسرائيل پرداخت و در چهل و دو سالگى آن جناب را به آسمان بردند و بدين قول مدت دعوتش سى سال باشد و بروايت حسن بصرى در سيزده سالگى مبعوث شد و در سى و سه سالگى مرفوع گشت و بدين قول اوقات نبوت آن جناب بيست سال بود و بعقيدهء صاحب معارف انجيل در قريهء ناصره از اعمال اردن بر آن جناب فرود آمد بنابرآن امتش را نصارى گويند ( و قيل سموابه لنصر هم عيسى ) و العلم عند اللّه تعالى

ذكر زنده شدن سام بن نوح عليه السلام بدعاى عيسى ع و بيان بعضى از معجزات آن برگزيدهء ايزد تعالى

در تاريخ طبرى مسطور است كه چون عيسى عليه السلام بر زبان معجز بيان گذرانيد كه
( وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ )
يهود بعد از تأمل و انديشه خاطر بر آن قرار دادند كه از آن جناب التماس نمايند كه سام بن نوح را كه مدت چهار هزار سال از فوت او گذشته بود زنده گرداند آنگاه نزد روح اللّه آمده گفتند كه مناسب آنست كه باحياء سام بن نوح كه پدر ما و تست قيام نمائى و چون ايشان را از تورية معلوم شده بود كه قبر سام در كدام واديست عيسى عليه السلام را آنجا بردند و مسيحا بعد از اداء دو ركعت نماز و عرض نياز بدرگاه كريم كارساز بسر مرقد سام رفته گفت ( يا سام قم باذن اللّه ) و همان لحظه زمين لرزيد و شكافته شخص ابيض الرأس و اللحيه از خاك سر برزد و گفت لبيك يا روح اللّه بنى اسرائيل گفتند كه اين سام نيست زيرا كه در زمان سام بياض موى سر و لحيه معهود نبود و عيسى سر اين معنى را از سام عليهما السلام پرسيد جوابداد كه چون آواز تو را شنيدم پنداشتم كه قيامت قايم شده باشد و از هول روز رستخيز موى من سفيد گشت آنگاه سام عليه السلام به بنى اسرائيل گفت كه اين شخص عيسى بن مريم است و بوصول درجهء بلند نبوت سرافراز گشته مىبايد كه دست در دامن متابعتش زنيد تا نجات يابيد بعد از آن مسيحا سام را فرمود كه اگر