ازين معنى متعجب گشته شمهء بعرض آصف رسانيدند جناب آصفى گفت گمان من چنانست كه اين شخص سليمان نيست آنگاه باتفاق بعضى از علماء بنى اسرائيل نزد صخرهء مارد رفته آغاز قرائت تورات نمودند و آن ملعون تحمل استماع كلام الهى نياورده غايب شد و خاتم را در دريا انداخت و بالهام حق عز و علا ماهى آن را طعمهء خويش ساخت و آن ماهى در شست صيادانى كه سليمان معاونت ايشان ميفرمود گرفتار گشته بدست آن جناب افتاد و چون شكم ماهى را چاك كرد انگشترى را يافته همان لحظه طوايف انس و جن به خدمت مبادرت نمودند و ديوان بفرمان سليمان صخرهء مارد را پيدا كرده و مقيد گردانيده به دريا افكندند
ذكر حديث رد خورشيد و انتقال سليمان عليه السلام ببهشت جاويد
به ثبوت پيوسته كه سليمان عليه التحية و الغفران نوبتى بنظارهء اسبى چند كه برو عرض ميكردند مشغول شد و در آن اثناء آفتاب غروب كرد و نماز عصر از آن جناب فوت گشته اين صورت بر خاطر سليمان گران آمد بروايت امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه دست بر گردن و ساقهاء اسبان كشيده همه را بمجاهدان و غازيان بخشيد و قادر مختار آفتابرا از مغرب بجانب مشرق بازگردانيد تا سليمان عليه السلام نماز را بوقت ادا فرمود و چون زمان رحلت سليمان بجانب روضه رضوان در رسيد و آن جناب را بموجب وحى سماوى اين معنى معلوم گرديد شرائط وصيت بجاى آورده دعا فرمود كه الهى فوت مرا از عفاريت آنمقدار مخفى دار كه مهماتيكه بعهدهء ايشان كردهام سرانجام نمايند و اثر اجابت اين مسألت ظاهر شده سليمان در معبدى كه از آبگينه ساخته بودند درآمد و بر عصائى تكيه زده بجوار مغفرت الهى انتقال فرمود و ديوان آن پيغمبر عاليشان را از بيرون آبگينه ايستاده ميديدند گمان ميبردند كه به نماز قيام مىنمايد و بعد از انقضاء يكسال كه مهم ايشان باتمام انجاميد بواسطهء خوردن ارضه عصاى سليمان شكسته آن جناب بيفتاد و خبر فوتش در عالم اشتهار يافت صاحب گزيده و جعفرى برانند كه قبر سليمان عليه السلام در جزيره اوقيانوس است ( و العلم عند اللّه تعالى )
ذكر نبوت و سلطنت بعضى از اولاد سليمان عليه الرحمة و الغفران
در تاريخ طبرى مسطور است كه چون سليمان بجوار مغفرت ايزدى پيوست ولد ارشد او رجعيم كه بشرف نبوت مشرف بود مدت هفده سال در بعضى از بلاد شام حكومت نمود و بعد از فوت وى پسرش ابنا لواى رياست افراشته در ميان سبط ابن يامين و يهودا مدت سه سال بايالت گذرانيد و اين ابنا دست از دين موسى بازداشته بت پرستيدى و بنى اسرائيل را بدان شيوهء ناستوده ترغيب كردى و چون ابنا رخت بزوايهء هاويه كشيد پسرش آسا قايممقام گشت و بتجديد شريعت موسى پرداخته فرق انام را بقبول احكام تورات دلالت نمود و بسيارى از بنى اسرائيل سخنآسا را بسمع رضا اصغا فرموده ترك عبادت