تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

گفتار در بيان جلوس سليمان بر سرير سلطنت و سرورى و ذكر شمه‌اى از وفور مكنت و حشمت آن مهر سپهر پيغمبرى

بمقتضاى كلام مجيد ربانى حيث قال عز و علا
( رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي )
حضرت سليمان بعد از انتقال داود از عالم فانى بر سرير نبوت و كامرانى نشسته مناجات كرد كه يا رب سلطنتى نصيب من گردان كه بعد از اين احدى را مانند آن ملكى نباشد و اين مسئول بعز قبول رسيده انس و جن و وحش و طير كمر اطاعت و خدمت كارى او بر ميان بستند و باد نيز منقاد گشت و سليمان عليه التحية و الغفران ديوان را فرمود تا بساطيكه گنجايش سپاه آن جناب داشت يافتند و هرگاه سليمان عزم سفر كردى بفرمودى تا آنچه محتاج عليه كارخانه پادشاهى است بر آن بساط نهند و لشگريان در پايهء سرير خلافت مصير صف كشند آنگاه باد را مأمور گردانيدى تا بساط را برگرفته به مقصد برد و به اين طريق در شبانه‌روزى دو ماهه راه مطوى گشتى كما قال عز و علا ( عذوها شهر و رواحها شهر ) در روضة الصفا مسطور است كه سليمان عليه السلام بعد از وصول بمرتبه سلطنت متصل بايوان خويش ميدانى مسطح ساخت دوازده فرسخ در دوازده فرسخ و فرمان داد تا آن را بخشت سيم و زرش فرش انداختند و هر روز تختى از طلاء احمر مرصع بدر و گوهر در اين ميدان مينهادند و كرسى بسيار از نقره و طلا در برابر تخت نصب ميكردند و آصف بن برخيا بر كرسى كه بتخت نزديكتر بود نشسته به تنسيق مهمات ميپرداختند و بر ديگر كرسيها چهار هزار نفر از احبار يهود قرار ميگرفتند و در عقب سرير چهارصد كس از خواص با چهار هزار ديو و چهار هزار پرى در مقام فرمان‌بردارى مىايستادند و مرغان بالاى سرير سليمان پر در پر بافته سايه ميكردند منقولست كه شياطين دو صورت شير ساخته بودند كه تخت سليمان عليه السلام بر پشت آن شيران موضوع بود و طلسمى ترتيب كرده بودند كه هرگاه سليمان قصد صعود بر تخت نمودى آن‌دو شير دستها برداشته باهم متصل ميساختند تا سليمان پاى مبارك بر آن مينهاد و بر بالاء آن سرير ميرفت و بعد از فوت سليمان يكى از ملوك را هوس آن شد بر زبر آن تخت نشيند و يكى از آن‌دو شير چنان دست برپاى ملك زد كه ساقش بشكست شعر
تكيه برجاى بزرگان نتوان زد بگزاف * * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى
روايتست كه سليمان عليه السلام هر روز از وقت طلوع آفتاب تا هنگام زوال بمجلس حكم نشستى و بعد از آن بايوان مراجعت كرده باوجود اين همه عظمت و حشمت زنبيل بافتى و وجه معاش از آن ممر بهم رسانيدى و با آنكه هر روز در مطبخ او هفت صد گردون آرد نان مىپختند خود بنان جو گذرانيدى به صحت پيوسته كه سليمان پيغمبر عليه التحية و الغفران بعد از فوت پدر در اتمام مسجد اقصى و تعمير بلدهء بيت المقدس سعى و اهتمام تمام فرموده استادان چابك دست بموجب حكم شهرى مشتمل بر
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 122 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )