ذكر الياس نبى عليه السلام
بر طبق آيت هدايت آئين
( وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ )
الياس عليه السلام از جمله انبياء مرسلست و نام پدر بزرگوارش بقول بعضى از مفسرين و صاحب تاريخ طبرى ياسين بوده و بروايت مؤلف متون الاخبار نسى و بزعم حمد اللّه مستوفى قصى و باتفاق ارباب اخبار والد آن پيغمبر بزرگوار پسر فنحاص بن الغير از بن هرون است عليه السلام و الياس مبعوث بود بتقويت دين موسى و هدايت اهالى بعلبك كه ملك ايشان اجب نام داشت و بعد از چندگاه كه الياس بلوازم امر نبوت قيام فرموده از ايمان قوم نوميد گشت مفارقت ايشان را از بارگاه كبريا مسألت نمود و آن دعا بشرف اجابت اقتران يافته در روزيكه بمرافقت اليسع بن اخطوب بكوهى رفته بود اسبى با اسباب سوارى مجموع مجسم از آتش ظاهر شد و الياس پاى در ركاب آورده اليسع را بخلافت خويش تعيين كرد و در قباب عزت و نقاب كرامت از نظر امت نهان شد و همان لحظه شهوات نفسانى و تعلقات شهوانى از آن جناب منقطع گشت محل اقامت الياس صحارى و بيابانها باشد و سرگشتگان و گمشدگان را راه نمايد و بعضى از اهل تاريخ گويند خضر و الياس هر سال روز عيد اصخى در مسجد قبا با يكديگر ملاقات مينمايند و ساعتى صحبت داشته بتمشيت اشعار خود قيام ميفرمايند
ذكر ضلالت و گمراهى اجب و گرفتارى كفار بعلبك بانواع تعب
بموجب روايت مورخان وافر حسب فرمانفرمائى بعلبك اجب صنمى داشت مجسم از طلابعل نام كه طول آن بيست گز بود و چهار رو داشت و شيطان از تجاويف آن بت با مردم تكلم مينمود بنابرآن اهالى آن بلده بعل را پرستيدند و چهارصد خادم بحراستش بازداشته بودند و آنجماعت بعل را پيغمبر مرسل پنداشته تعظيم مينمودند و آن شهر را نخست بك ميگفتند بعد از آن لفظ بعل را با بك تركيب كرده بعلبك خواندند و قول بعضى از مفسران آنست كه بعل اسم زنى صاحب جمال بود كه اهالى بعلبك از كمال ضلالت بربوبيتش اعتقاد داشتند و زمرهاى بر آن رفتهاند كه حاكم آن بلده در اوايل حال بشريعت موسى عليه السلام عمل مينمود اما او را زنى بود اربيل نام كه هفت نفر از ملوك بنى اسرائيل را شوهر كرده هفتاد پسر داشت و آن مديره همواره با انبيا در مقام عداوت بوده مردم را بعبادت اصنام ترغيب مينمود واجب بنابر اغواى آن صاحبه ناجنس از طريق هدايت دور افتاده بپرستش بعل مشغول شد و چون الياس لباس رسالت پوشيده طرح اساس دعوت انداخت اجب و اربيل دفع آن جناب را واجب تصور كرده جمعى را قاصد جان آن پيغمبر عاليمكان گردانيدند و الياس بقلل جبال تحصن نموده مدت هفت سال در مغاره كوهى فردا وحيدا اقامت فرمود هرچند اجب و اربيل اشرار كفار را بطلب آن پيغمبر بزرگوار ميفرستادند قادر مختار شر ايشان را كفايت ميكرد و بعد از انقضاء مدت مذكور