تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
را در آن مىشستند و نعلين و عمامه و اثواب و عصاء هرون و يك ظرف از من كه در تيه نزول مييافت در آن تابوت نهادند و ايضا موسى عليه السلام وصيت فرمود كه عمامه و نعلين او را بعد از وفاتش در آن تابوت نهند و بنى اسرائيل براينجمله بتقديم رسانيدند و روايتى آنكه عصاى موسى را نيز بموجب وصيتش در آن تابوت گذاشتند و اين قول بغايت ضعيف مينمايد زيرا كه عصاى موسى بروايت اكثر چهل گز و بقول اقل ده گز طول داشت و درازى تابوت بموجبى كه نوشته شده زياده از سه گز نبوده و محمد بن جرير الطبرى و بعضى ديگر از سالكان مسالك سخن ورى آورده‌اند كه تابوت سكينه را موسى عليه السلام از فلزات ساخته اشياى مذكوره را در آن نهاده بود و همچنين در باب سكينه مورخان اختلاف كرده‌اند روايتى آنكه سكينه صورتى بود مشابه آدمى كه چون امرى حادث گشتى آن آن تابوت در تكلم آمده اسرائيليان را بدانچه متضمن صلاح ايشان بودى راه نمودى و زمرهء گفته‌اند كه سكينه جانورى بود سر و دم او مانند سر و دم گربه و بر هر دو كتف خود دو جناح داشت و بعضى گفته‌اند كه آن‌دو بال از زمرد و زبرجد بود و هرگاه كه بنى اسرائيل در معارك قتال آواز او را مىشنيدند ايشان را بوجدان فتح و ظفر يقين ميشد و فرقه‌اى بر آن رفته‌اند كه آنجا نور دو سر داشت و گروهى از سكينه بريح هفافه و روح متكلم و نور ساطع تعبير كرده‌اند و بر هر تقدير تابوت سكينه در نزول حوادث و حدوث وقايع موجب اطمينان قلوب و سبب تسكين كروب بنى اسرائيل بود و هرگاه يهود را سفرى پيش آمد آن تابوت را در پيش مينهادند و او در سير آمده چون به منزل ميرسيد قرار ميگرفت و بنى اسرائيل در حركت و سكون متابع او بودند و آن تابوت گاه بدست انبيا و احيانا در خزاين ملوك و گاه به تصرف عظماء و عباد بنى اسرائيل مىبود تا وقتى كه بنى اسرائيل از حكام عمالقه شكست يافته آن عطيه را كفا ؟ ؟ ؟ دند و بيان آنكه بچه طريق بار ديگر بدست اسرائيليان افتاد اگر توفيق رفيق گردد در ذكر نبوت اشموئيل عليه السلام و سلطنت طالوت عنقريب مذكور خواهد شد در معالم التنزيل از ابن عباس رضى اللّه عنه منقولست كه تابوت سكينه و عصاى موسى در بحيرهء طبريه موجود است و آن‌دو چيز غريب قبل از قيام قيامت نوبت ديگر سمت ظهور خواهد يافت ( و العلم عند اللّه تعالى )

ذكر يوشع سلام الله عليه

باتفاق علماء فن تاريخ و سير لفظ فنى كه در آيت
( وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ )
عبارت از يوشع است ( و هو يوشع بن نون بن افرائيم بن يوسف ) و آن جناب وصى و خواهرزادهء موسى و از اعاظم انبيا بود و صورت فتح اريحا و ايليا و بلقا و بعضى ديگر از بلاد عمالقه بيمن اهتمام و حسن اجتهادش روى نمود در منتظم اين جوزى مذكور است كه يوشع چهل و دو ساله به خدمت موسى عليه السلام پيوست و صد ساله بود كه كليم اللّه از عالم انتقال نمود و مدت بيست و هفت سال بامر نبوت و خلافت پرداخت آنگاه رياض