و موسى عصا انداخت فى الحال آنچوب اژدهائى در نهايت مهابت شد و آغاز رفتار كرده مردم روى بانهزام آوردند و بر زبر يكديگر افتادند چنانچه بروايت وهب بن منبه بيست و پنج هزار كس در آن ازدحام جام محنت فرجام هلاكت در كشيدند و فرعون در تحت تخت گريخت و از كليم اللّه دفع آن بليه را مسألت نمود مشروط به آنكه بپاى متابعت پيش آمده دست از ايذاى بنى اسرائيل باز دارد موسى عليه السلام اژدها را گرفته آن ثعبان به حالت اصلى معاودت كرد و كليم اللّه يد بيضا را نيز ظاهر ساخته چشمهاى مجلسيان تاب نظارهء آن نياورد چنانچه بر روى در افتادند و التماس اخفاء آن نمودند و موسى و هارون عليهما السلام آن روز فرعونرا مهلت داده مراجعت فرمودند و فرعون بامرا و اركان دولت شرايط مشورت بجاى آورده همگنان موسى را بسحر منسوب ساختند و صلاح در آن دانستند كه سحرهء آن مملكت را جمع كنند تا در مقام معارضهء جناب موسوى آمده او را مغلوب گردانند و بعد از جمع مهرهء سحره كه بروايت اكثر هفتاد هزار و بقول اقل هفتاد و دو نفر بودند فرعون كيفيت واقعه را با ايشان در ميان نهاد و گفت شما را با موسى مجادله بايد كرد تا بانعامات پادشاهانه اختصاص يابيد امراء سحره كه بعقيدهء محمد بن جرير الطبرى چهار نفر بودند شابوت و حابوت و خطخطه و مصغر نام داشتند با اتباع انگشت قبول بر ديده نهادند و در صدد معارضه شدند و چنانچه در تفسير ابو الفتوح مسطور است هفتاد هزار چوب به شكل مار تراشيدند و مجوف ساختند و درون آن را پر سيماب كردند و در روز عاشورا كه عيد قبطيان بود فرعون با امر او اركان دولت و ساحران بل اكثر مصريان بصحرا رفت و موسى و هارون در برابر آمده نخست سحره را بقبول ملت بيضا دعوت كردند و آنجماعت را از وضع احوال و استماع مقال آندو بزرگوار تردد پيدا شد كه ايشان ساحر باشند و در جواب سخنان موسى و هرون بر زبان آوردند كه اگر غلبه شما را باشد ما غاشيهء متابعت بر دوش گيريم و اگر ما غالب گرديم فرعون خود داند كه چه ميبايد كرد و بعزت فرعون اميدواريم كه استيلا ما را باشد آنگاه از موسى دستورى خواسته عصاهاى خود را در آن صحرا انداختند و تاب آفتاب در سيماب اثر كرده آنچوبها را متحرك ساخت و خلايق را از مشاهدهء آن وهم عظيم روى نموده پاى در طريق هزيمت نهادند و جناب موسى ترسيد كه مردم معجزهء او را نيز از آن جنس تصور كنند لاجرم خطاب آمد كه
( لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ )
و موسى عصا را افكنده بدستور معهود اژدها شده جميع چوبها و رسنهاء سحره را فرو برده قصد قبهء فرعون نمود و آن مخذول متحير و سراسيمه گشته فرار برقرار اختيار كرد و خلقى بينهايت بر زبر يكدگر افتادند و لگدكوب اقدام بلا و محنت شدند و چون موسى عصا برداشت و سحره از تعبيهاى خود اثر نديدند حقيقت دين اسلام و بطلان اهل كفر و ظلام بر ضماير ايشان ظاهر شده سعادت ايمان دريافتند و چنانچه قرآن مجيد بذكر آن ناطق است به حكم فرعون شربت شهادت چشيده بجنت شتافتند بيت
مىندانم هيچكس در كون يافت * * دولتى كان سحرهء فرعون يافت