بود و عدد ايشان در آن شماره به شصت و دو هزار و ششصد سپاهى رسيد زيالون اولاد صلبى او سه نفر بودند عدد ذريت او در آنوقت پنجاه و پنج هزار و چهارصد مرد مقاتل بمفصل درآمد و رياست آنقوم تعلق بآلى او بن حيلون داشت يشجر پسرانش چهار نفر بودند اما احفاد او در شمارهء مذكوره چهل و يكهزار و پانصد مرد بودند و مهمتر ايشان در آن اوان بنيائيل بن صوعار بود ثعثالن چهار پسر داشت و ذريت ايشان در آنوقت به پنجاه و سه هزار و چهارصد نفر رسيد و رئيس آنقوم حراع بن عيان بود كاد اولاد صلبى او شش نفر بودند و اعقاب ايشان بوقت شمارهء مذكوره چهل و يكهزار و پنجاه مرد مبارز بقلم آمد و مقتداى ايشان يا ساف بن اعوائيل بود اشير چهار پسر داشت و در وقت شماره چهل و يكهزار و پانصد مرد جنگى از نسل او موجود بود و برعائيل بن عمران سردارى ايشان مينمود اما يوسف دو پسر و يك دختر يادگار گذاشت و عدد اولاد و احفادش در آن شماره بهفتاد هزار و پانصد نفر رسيد و سردارى آنخاندان ميان شلاع بن عمهود و كلى بن بداصور مشترك بود بنيامين عدد اولاد صلبى او بسيزده نفر رسيد در آن شماره آنچه از ذريت او مفصل شد سى و پنج هزار و چهارصد مرد بود و فرمانفرمائى ايشان متعلق بمعهود بود ( و العلم عند اللّه المعبود )
ذكر ايوب صبور عليه السلام
پدر بزرگوار آن پيغمبر عاليمقدار بروايت اكثر ارباب اخبار موص بن عيص بن اسحق عليه السلام بود و قولى آنكه موص ولد روبيل بود و او در روزيكه ابراهيم عليه السلام از آتش نمرود نجات يافته از باديهء غوايت بسرچشمه هدايت شتافت و مادر ايوب در سلك بنات لوط انتظام داشت و ايوب عليه السلام جهة ارشاد متوطنان قريهء كه در ميان رمله و دمشق بود مبعوث گشت و قريهء مذكوره ثنيه يا ثانيه يا جاثيه نام داشت و آن جناب مدت بيست و هفت سال فرقهء ضلال را بملت حنيف ابراهيم دعوت نموده و در آن اوقات زياده از سه نفر بوى نگرويدند و آن سه كس نيز در وقت ابتلا از درگاه نبوت او روى گردانيدند و مدت بليهء ايوب بقول اشهر هفت سال بود و بمذهب وهب بن منبه سه سال و بعقيدهء انس بن مالك هژده سال و اوقات حيات ايوب بروايتى نود و سه سال و بعضى دويست سال و صد و چهل سال نيز گفتهاند و در متون الاخبار مسطور است كه ايوب عليه السلام بعد از رفع ابتلا هفتاد سال زندگانى نمود و خلايق را به راه راست دعوت نمود و العلم عند اللّه الخبير الودود
گفتار در بيان بليات ايوب شكور عليه التحية و السلام و ذكر نجات يافتن آن جناب بعنايت ذو الجلال و الاكرام
نزد جمهور اهل خبر به ثبوت پيوسته كه ايوب پيغمبر بوفور جهات مكنت و كثرت موجبات فراغت و بسيارى اغنام و مواشى و افزونى خدام و مواشى و ضياع معموره و مستغلات