ملك ماوراءالنّهر به دو ارزانى داشت . . . و به اندك مواضعهء سنوى و شحنهاى كه در موافقت او بگذاشت رضا داد » ( ص 467 ) . - « اتسز . . . زر مواضعه قبول كرد كه سال به سال بعد از اجناس و مواشى به دو مىرساند » ( ص 439 ) . - « و [ محمّد خوارزمشاه ] از قبول مواضعه نيز ننگ و عار مىداشت » ( ص 440 ) . - « جماعتى از معارف حضرت خود . . . به نزديك كورخان فرستاد به اعتذار تأخيرى كه در اداى مواضعهء ساليانه رفته بود » ( س 4 - 5 ) .
مواقفه : نزديك به همين معنى : « سلطان از انفت قبول مواقفه با آن سخن موافقت ننمود » ( ص 409 ) ، رجوع نيز به قاموس دزى .
مهالك : بيابانها جمع مهلكه ، عربى فصيح است : « و مسالك و مهالك امن گشاده داريم تا تجّار فارغ و ايمن شد و آمدى مىنمايند » ( ص 448 ) .
ميلان : به معنى ميل و رغبت ، بسيار مكرّر .
ناباك : بىباك و بىترس : « و لشكر از اتراك ناباك كه نه پاك دانند و نه ناپاك » ( ج 1 ص 183 ) .
نابيوس و نابيوسيده : ناگهان و فجأة و بغتة ( ص 113 - 448 ) ، و به اين معنى در فرهنگها « نابيوسان » مسطور است .
ناگرفت : به همين معنى : « تا وقت دخول تهييج فتنهاى كند و سلطان را ناگرفتى زند » ( ص 505 ) ، در فرهنگها مسطور است .
نبايد : به معنى « مبادا » : « غيبت او خواست بود نبايد انتهاز فرصتى جويند و تعرّضى رسانند » ( ص 440 ) . - « محمودتاى ازين ترس كه نبايد به مال او كه مالى بود كه قارون را نبوده باشد طمع رود رأى زد كه . . . » ( ص 442 ) . - « اگر ايشان را راهى دهد نبايد مادّهء زيادت وحشتى شود » ( ص 533 ) .
نعل بها : مالى كه پادشاه در وقت مرور از موضعى از صاحب آن محلّ مىگيرد به بهاى نعل اسب خود كه از آنجا عبور كرده است : « مرور او به ظاهر مولتان بود . ايلچى به قباچه فرستاد و از مرور اعلام داد و نعل بها خواست » ( ص 485 ) .
واقعه : به همعنى وفات و موت : « بعد از چهار روز واقعهء او فاش كردند » يعنى وفات اتسز را ( ص 383 ) . - « چون خبر واقعهء او به سلطان غياث الدّين رسيد تفكّر و تحيّر به احوال او تهدّى كرد » يعنى خبر قتل خرنك ( ص 410 ) . - « در ميانهء اين حالت خبر واقعهء برادرش غياث الدّين در رسيد طبل رحلت فروكوفت » يعنى خبر وفات او - « كلبلات
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: عطا ملك جوينى
ص٣٧٠