گذشته شد . روى كار و پشت استظهار آن جماعت او بود . سبب واقعهء او دلشكسته شدند » ( ص 544 ) . « تا كوركوز در ربقهء حياة باقى بود بر زيادتى اقدام نمىتوانست كرد .
چون خبر واقعهء او بشنيد آنچ همّت بليد و طويّت پليد او اقتضاى آن مىنمود . . . ابتدا كرد » ( ص 577 ) .
واهى : متعدّيا به معنى سستكننده بهجاى موهى : « هرچند استيصال كلّى به دست او نبود امّا واهى محكمات اساس و مبتدى مكاوحت او بود » ( ج 1 ص 159 ) . ظاهرا خطاست چه وهى مجرّدا لازم است لاغير .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: عطا ملك جوينى
ص٣٧١