آلات آن از مجلس خانهء « 1 » زر و نقره تا به خوارزم فرستاده بود و تكلّفات واجب داشته اندر آن . تمامت بقاياى بزرگان خراسان در مصاحبت پدرم به خدمت استقبال نمودند . از راه شهرستانه بيامد و در ماه جمادى الأولى سنهء سبع و ثلاثين و ستّمائة « 2 » به خانهء خويش نزول كرد . و به استحضار تمامت بزرگان ايلچيان رفته بودند . همه حاضر شدند . امراى مغول بيامدند . و خيمهاى ديگر بزرگ در صنعت غريب و صبغت عجيب هم پدرم ترتيب داده بود با آنچ فراخور آن باشد از اوانى « 3 » سيم و زر منصوب كرد و روزها جشنها ساخت . و يرليغها در ضمن آن برخواندند و ياساها كه به تازگى فرمان شده بود همه خلايق را بشنوانيد . و بزرگان و صدور عراق برسيدند . پسر را متوجّه عراق و ارّان و آذربيجان كرد و كتبه را به قرار آنك در ديوان بودند با او روان كرد . هرچند به اسم بسيار بودند امّا مدار كار بر نظام الدّين شاه بود سبب كفايت و كاردانى او . ايشان چون بدان ممالك رسيدند با امراى جورماغون بسيار مخاصمتها كردند تا وقتى كه ولايات را از دست ايشان مستخلص كردند و مالها قرار نهاد ؛ چه هر ولايتى نوينى « 4 » داشت و هر شهرى را اميرى و به اندك چيزى حصّهء ديوان قناعت كرده بودند « 5 » و باقى به جهت خويش تصرّف مىنمودند . تمامت ازيشان بازگرفتند و مبالغ بريشان متوجّه گردانيد .
و كوركوز دار اقامت خويش طوس گردانيد و بدانجا تحويل كرد و عمارت آن آغاز نهاد . از طوس نامى بيش نبود . در تمامت شهر پنجاه خانه مسكون نبود و آن نيز يكانيكان در هر زاويهاى يكى آرام گرفته . و ميان رسوم « 6 » اسواق چنان شده كه وقت ممرّ و جواز پاى دو خر از خاشاك و خار حكم
الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
« 7 » برگرفت . كوركوز بناى خزاين و باغ نهاد . تمامت صدور و ملوك و اكابر به سراى خريدن مشغول گشتند و به عمارت سوق و استخراج قنوات و تدارك ضياع « 8 » ضايع شده مقبل گشتند . و سرائى اوّل روز به دو دينار و نيم ركنى بفروخته بودند . يك هفتهء ديگر را به دويست و پنجاه دينار بفروختند . و از آن وقت باز عمارت شهر و ناحيت آغاز افتاد . و كوركوز در ضبط كارها
هامش
( 1 ) - مجلسخانه : چيزى شبيه خوانچهء عقد امروزى كه آلات مربوط به شراب را شامل مىشده مانند : جام ، نقل دان ، نرگس دان و غيرهم .
( 2 ) - سال 637 .
( 3 ) - اوانى : ظرفها ، جمع آنيه و آنيه جمع اناء .
( 4 ) - نوين : شاهزاده .
( 5 ) - معنى عبارت : تنها سهم اندكى از اموالى را كه به دست مىآوردند به ديوان اختصاص مىدادند .
( 6 ) - رسوم : آثار باقىمانده خانه و آبادانى در زمين ، جمع رسم .
( 7 ) - التفّت . . . ساقهاى پا درهم پيچيده شوند . ( قيامة 75 / 29 )
( 8 ) - ضياع : مال و زمين و آب و درخت ، جمع ضيعه .