تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
نمىانداختند « 1 » و مصلحت خود را نمىشناختند :
ذو الجهل يفعل ما ذو العقل يفعله * فى النّائبات و لكن بعد ما افتضحا « 2 »
چون مدّتى از مقام ايشان بگذشت قاآن فرمود تا جينقاى و تارنال ؟ ؟ ؟ « 3 » و جمعى ديگر از امراى يارغو به تفحّص احوال ايشان بنشستند و در آن مصلحت شروع نمودند . جماعتى كه با كوركوز بودند اصحاب رأى و رويّت « 4 » و ارباب مال و نعمت از ملوك ملك نظام الدّين اسفراين و اختيار الدّين ابيورد و عميد الملك شرف الدّين بسطام و از كتبه نظام الدّين شاه و امثال او و كوركوز خود فى نفسه هزار بود :
عدّوه فى الأجناد من افرادها * فرأوه فى الأفراد كالأجناد « 5 »
با اين جماعت مشاورت مىكرد بر آنچ تمامت را رأى بر آن قرار مىگرفت اقدام مىنمود . و از شرف الدّين آنچ امور كلّى بود مستور بود هرچند به ظاهر او را ترحيبى « 6 » مىكرد . و از جانب « 7 » ادكو تيمور او خود كودك بود و پسران كلبلات طفل ؛ و جماعتى كه با او بودند دو سه كس كه به مزيّت عقل ممتاز بودند مصلحت وقت مىدانستند ؛ در آن شيوه چندان شروع نمىنمودند كه بار ديگر مراجعت نتوانند كرد . و آنچ كوتاه نظران بىعقلان مازندرانى بودند گله‌اى ازيشان كله‌بندداران « 8 » كار يك كس نكند ؛ نه سخنى معقول مىدانستند و نه منقول روايت مىتوانستند كرد . هركس در مقام يارغو « 9 » و بحث در مىآمد سخن برو معكوس مىشد . هرچند بيشتر آن سبب نظر پادشاه و عنايت امرا بود و عناية القاضى خير من شاهدى عدل « 10 » ؛ و لقد صدق من قال : لا ملك الّا بالرّجال و لا رجال الّا بالمال « 11 » . و از جانبين اين قصّه متبادل بود ؛ از طرف كوركوز مال و رجال حاصل و طرف خصم ازين هر دو عاطل . چون چند ماه برين بگذشت و هيچ‌گونه آخرى
هامش
( 1 ) - سپر انداختن : تسليم شدن . ( 2 ) - ذو . . . در گرفتارىها ، جاهل همان كار عاقل را انجام مىدهد ، پس از آنكه بىآبرو گرديد . ( 3 ) - تصحيح اين كلمه براى مرحوم قزوينى ممكن نشده است . ( 4 ) - رويّت : فكر . ( 5 ) - عدّوه . . . او را يكى از سپاهيان محسوب داشتند ، پس دريافتند كه او به تنهايى چندين سپاه است . ( 6 ) - ترحيب : مرحبا گفتن ، خوش‌آمدگويى ، مباركباد گفتن . ( 7 ) - از جانب : به معنى « و امّا » و « و امّا در باب » در اين تاريخ آمده است . رجوع كنيد به مقدّمه ص 362 ( 8 ) - كله بند : به حركات معلوم نشد و شايد « كله بند » گويا به معنى نوعى كلاه و پوشش سر بوده است . رجوع كنيد به مقدمه ص 367 . ( 9 ) - يارغو : بازپرسى . ( 10 ) - عناية . . . عنايت قاضى بهتر است از دو شاهد عادل . ( 11 ) - و لقد . . . و به راستى درست گفت آن‌كس كه گفت حكومت نيست مگر با مردان و مردان نيستند مگر با مال .