تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
پيش دستى بايد كرد . » و احوال او به حضرت قاآن انها « 1 » كرد . تنقوز را نامزد كرد و او را با عرض انواع اكاذيب و مفتريات به حضرت فرستاد . جماعتى كه در نقض كارهاى جينقاى مىكوشيدند سخن‌هاى ادكو تيمور را در فرصتى كه ميدان از حضور او خالى بود عرضه داشتند . بدان سبب امير ارغون و قربقا و شمس الدّين كمركر را به تفحّص اين احوال نامزد كردند . و كوركوز چون از حال ارسال رسول خبر يافته بود او نيز مستعد گشت و روان شد و پدرم صاحب ديوان را به حكومت و نيابت بلادى كه در تصرّف او بود نامزد فرمود . كوركوز چون به فناكت رسيد ايلچيان كه به تفحّص احوال آمده بودند پيش‌باز آمدند . چون كوركوز به سخن ايشان مراجعت نمىكرد تنقوز با كوركوز عربده آغاز نهاد و بدان ادا كرد « 2 » كه با يكديگر در آويختند . و دندان كوركوز بشكست . شبانه جامهء خون‌آلود بر دست تيمور روان كرد و او را به بندگى فرستاد . و كوركوز به ضرورت بازگشت . چون به خانه رسيد تمامت امراى مغول چون كلبلات و ادكو تيمور و نوسال جمعيّت ساختند و بيتكچيان « 3 » و ملكان و تمامت اصحاب را به زخم چوب از خانهء كوركوز راندند و به اغروع‌هاى « 4 » خود آوردند و تفحّص احوال آغاز نهاد . كوركوز بر انتظار وصول تيمور ايلچى آهستگى مىكرد و دفعى مىگفت . و جماعتى از سبك سران مازندران و غير ايشان عافيت يكسو نهاده بودند و عاقبت كار ناانديشيده تقريرات و محالات آغاز نهادند . دوّم روز را تيمور ايلچى به چهل و پنج روز از بالاى قراقورم به سلطان دوين استراباد رسيد . همه امرا و ملوك را فرمان شده بود كه حاضر شوند و آنجا هيچ سخن نپرسند . و پادشاه سبب جامهء خون‌آلود كوركوز در غضب تمام شده بود . بار ديگر اصحاب كوركوز ملوك و اصحاب دواوين را از مخيّم ادكو تيمور منزعج « 5 » گردانيدند . كسان ادكو تيمور سوار شدند و به زخم چوب ايشان را بازگردانيدند . فىالجمله در آن مدّت اصحاب اشغال مشوّش حال بودند . اگر مراعات جانب كوركوز مىكردند ايلچيان قاصد ايشان مىشدند و اگر با آن جماعت مىساختند از كوركوز خايف مىبودند . و شرف الدّين شب با ادكو تيمور مىساخت و روز مظاهرت كوركوز مىكرد . كوركوز ايشان را پيغام فرستاد كه : « تيمور ايلچى بازرسيده است . به سماع يرليغ « 6 » كه فرمان شده حاضر شوند . » و پاى آن نداشت « 7 » كه ايشان چه گويند . برنشست تا به خانه رسيد و از آنجا با جماعت اكابر خراسان كه
هامش
( 1 ) - انهاء : گزارش دادن . ( 2 ) - ادا كردن : منجر شدن ، منتهى شدن ( دهخدا ) . ( 3 ) - بيتكچى : كاتب ، دبير . ( 4 ) - اغروع : ظاهرا نقطهء عين در چاپ مرحوم قزوينى ساقط شده است ، اغروغ به معنى بارو بنه است . ( 5 ) - منزعج : از جاى بركنده شده . ( 6 ) - يرليغ : فرمان . ( 7 ) - يعنى منتظر نشد .