بغداد به دست فروگرفته و تاجى مرصّع جهت خود ساخته كه پادشاهان را شايد و خزاين بىاندازه جمع كرده و ذخاير بىشمار نهاده . اگر پادشاه بنده را سيورغاميشى « 1 » فرمايد بر صاحب ديوان درست كنم كه چهارصد تومان [ يعنى 000 / 000 / 4 دينار - ظ ] املاك از مال پادشاه خريده است و دو هزار تومان ديگر [ يعنى 000 / 000 / 20 دينار ] از نقود و گله و رمه دارد . و اگر تمامت خزاين پادشاه مع آنچه از بغداد و قلاع ملاحده بياوردهاند مقدار يك هزار تومان [ 000 / 000 / 10 دينار ] باشد بنده در گناه باشد و بميرد .
و بدان سبب كه بنده بر هر حال واقف است فرمان حكومت سيواس و يك بالش زر و براتى به مقدار ده هزار دينار حقّ السّكوت به بنده داده است و تمامت را به شهزاده ارغون ارائه داد . » شهزاده اين سخن در خلوت به عرض اباقا خان رسانيد . اباقا گفت كه اين سخن را با كسى مگوى تا به تأنّى تدارك آن كرده شود « 2 » .
اباقا چون به دار الملك تبريز رسيد زمستان را به عزم قشلاق به ارّان ( قراباغ ) رفت و بهار آن سال [ يعنى سنهء 678 - ظ ] به شروياز « 3 » آمد و به رباط مسلم در حمّام رفت . و
هامش
( 1 ) - سيورغاميشى به مغولى يعنى نوازش و مرحمت و بخشش و هديّه و مصدر آن سويورغامق است و سيورغال به معنى پيشكش و هديّه از همين مادّه است .
( 2 ) - جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ، صفحهa313( Suppl . pers . 209 ).
( 3 ) - شروياز به شين معجمه و راء مهمله و واو و حركات نامعلوم و ياء مثنّاة تحتانيّه و الف و در آخر زاء معجمه نام موضعى يا ناحيهاى بوده است در حدود چمن سلطانيّهء حاليّه نزديك زنجان يا نام خود چمن سلطانيّه بوده است . و مغولان چمن سلطانيّه را قنقوراولانگ ( قونگفوراولانگ ، قنغرالانگ ، قنغرلان ، قنغرلام ) مىناميدهاند و احيانا خود شهر سلطانيّه را هم بدان مناسبت قنقوراولانگ مىگفتهاند و اينك بعضى شواهد اين فقره : - « و در سنهء اثنتين و سبعين [ و خمسمائة ] سلطان [ ارسلان بن طغرل سلجوقى ] به مرغزار شروياز به در زنجان درآمد » ( راحة الصّدور فى تاريخ السّلجوقيّة لابى بكر محمّد بن سليمان الرّاوندى صفحهa119 از نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس( Suppl . pers . 1314.
« و پنجشنبه بيست و هفتم ربيع الآخر [ سلطان ] احمد به قونقوراولانگ ( ن - به قونقوراولائك ) فرودآمد و خانهء بوقا را غارت كرد و خواست كه زن و بچهء او را تعرّض رساند سونجاق مانع شد . ديگر روز از شروياز برنشست و برفت » ( جامع التّواريخ صفحه 321 از نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس. ( Suppl . pers . 209« و چون به شروياز كه آن را قونكقوراولانگ ( ن - تونكقو اولانك ) مىگويند ايلچى قاآن به بندگى پيوست اباقا خان در رفتن مسارعت نمود [ و ] از رىّ بگذشت » ( ايضا به اختصار ، صفحهb303 ) .
« و همچنين [ ارغون ] در مرغزار قنقوراولانگ ( ن - قنقوراولانك ) در جانب شروياز شهرى بنا فرمود و عيون و قنوات جارى گردانيد و اموال فراوان بر آنجا صرف فرمود امّا به سبب كوتاهى عمر در ايّام او به اتمام نرسيد . اولجايتو سلطان در ايّام دولت خود آن را به اتمام رسانيد و آن را سلطانيّه نام نهاد » ( ايضا ، صفحهa329 ) .
« [ اولجايتو ] در اين سال يايلاقميشى به شهر سلطانيّه و قنقوراولانگ ( ن - قنقوراولابك ) كرد و قشلاميشى