در اوايل ذىالقعده سنهء ثمان و سبعين و ستّمائة « 1 » ابقا خان از تبريز « 2 » عزيمت خراسان نمود . چون به قزوين رسيد شهزاده ارغون بن ابقا به استقبال آمده بود . مجد الملك به وسيلهء اباجى « 3 » نام كه از مقرّبان ارغون بود به حضور وى رفت و عرض كرد كه : « زياده از يك سال است تا بنده مىخواهد كه سخنى چند عرضه دارد و چون ناچار به توسّط امرا و مقرّبان به عرض مىتوان رسانيد به هر وقت آغاز كرده صاحب ديوان وقوف مىيابد و از اموال پادشاه خدمتى و رشوتى تمام به امرا مىدهد تا سخن پوشيده مىماند . انديشه كردم كه چون امرا مصالح پادشاه به خدمت و رشوت مىفروشند شهزاده مصلحت خود را نخواهد فروخت . بدان سبب آمدم و عرضه مىدارم كه معادل آنچه از تمامت ممالك به خزانهء پادشاه مىرسد حاصل املاك صاحب ديوان است كه از املاك پادشاه حاصل كرده و كفران او به جائى رسيده كه با سلاطين مصر يكى است و پروانه « 4 » به تحريك او با بندقدار « 5 » [ كه ممالك روم را قتل و غارت كرد و لشكر مغول را در آنجا شكست فاحش داد در سنهء 675 « 6 » ] يكى بود و توقو « 7 » و تودان بهادر « 8 » و ارقتو « 9 » [ يعنى امراء لشكر مغول ساخلوى روم ] و آن لشكرها به خبث او هلاك شدند . و برادرش علاء الدّين مملكت
هامش
( 1 ) - ايضا ، صفحهb312 س 14 .
( 2 ) - ايضا ، صفحهb312 س 4 .
( 3 ) - جامع التّواريخ ايضا ، صفحهb312 س 15 : اباحى ، نسخهء ديگر( Suppl . pers . 1113 )صفحه 197 س 24 : اباجى .
( 4 ) - معين الدّين سليمان بن علىّ بن محمّد ملقّب به پروانه در ابتداى امر معلّم اطفال بود پس از آن به همّت و جدّ خود به وزارت سلاجقهء روم رسيد سپس خود بر ممالك روم استيلا يافت و با مغول از در مصالحه و مهادنه درآمد و در سنهء 675 كه ملك ظاهر بيبرس معروف به بندقدار ممالك روم را قتل و غارت نمود و اغلب اعيان و امراء مغول را بكشت وى را به مصانعهء با بيبرس متّهم نمودند . اباقا او را با جمعى كثير از اهل روم بكشت در سنهء 676 . و مغول اعضاى او را زنده زنده از يكديگر جدا كرده و در ديگ جوشانيده و گوشت او را از شدّت غيظ بخوردند . - ترجمهء حال او در المنهل الصّافى لأبى المحاسن يوسف بن تغرى بردى نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس( Arabe 2070 )ج 3 صفحهa - b100 مسطور است .
( 5 ) - يعنى الملك الظّاهر ركن الدّين بيبرس از سلاطين مصر معروف به مماليك بحريّه كه از سنهء 658 - 676 سلطنت نمود .
( 6 ) - جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ، صفحهa309 -a310( Suppl . pers . 209 ).
( 7 ) - توقو يا توقون برحسب اختلاف نسخ پسر ايلكانويان از امراى مغول بود ( جامع التّواريخ ايضا ، صa309 ) .
( 8 ) - تودان بهادر از امراء بزرگ مغول و پسر سدون نويان بود از قوم سلدوس و وى جدّ امير چوپان معروف است و نسبش بدين طريق است : - امير چوپان بن ملك بن تودان بهادر بن سدون نويان بن جيلاوغان بهادر بن سورغان شيره از قوم سلدوس از اقوام مغول در لكين ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 224 - 232 ، و نسخهء كتابخانهء پاريس( Suppl . pers . 209 )صفحهa50 -a51 ،a298 ،a309 ) .
( 9 ) - برادر توقو پسر ايلكانويان مذكور در حاشيهء 7 از همين صفحه است ( جامع التّواريخ ايضا ، صفحهa309 ) .