آنكه برادر پادشاه ارمن بوده نه خود او چنان كه عبارت جوينى « سلطان تاكور » موهم بلكه صريح در آنست ، و رابعا ( و اين محلّ شاهد ماست ) آنكه ابن العبرى در مقابل « تاكور » جهانگشا كلمهء « تكفور » استعمال كرده است .
و همچنين در فقرهء دوّم كه باز صحبت از مولك و امراء اطراف است كه پس از انقضاء جشن جلوس كيوك خان به ايشان به فراخور حال هريك فرامين و درجات داده شده عين عبارت مؤلّفين مزبورين از قرار ذيل است :
جهانگشا ج 1 ص 302 : « و سلاطين تاكور و حلب و ايلچيان را [ از طرف كيوك خان ] يرليغ دادند » .
مختصر الدّول ص 540 : « و كتب [ كيوك خان ] يراليغ عهد و امان للتّكفور و الملك النّاصر صاحب حلب » .
كه اينجا نيز چنان كه ملاحظه مىشود ابن العبرى باز صريحا واضحا در مقابل كلمهء « تاكور » جهانگشا « تكفور » استعمال كرده است . پس از مقايسهء عبارات دو مؤلّف مزبور با يكديگر شكّى باقى نمىماند كه آنچه جوينى از آن به لفظ « تاكور » تعبير مىكند عينا همانست كه ابن العبرى به لفظ « تكفور » ادا مىكند . و بعبارة اخرى معلوم مىشود كه « تاكور » و « تكفور » هر دو اسم يك مسمّى و دو املاى مختلف يك كلمه بوده ، و نتيجهء قطعى آن آنكه صواب درين كلمه در عبارت جهانگشا در هر دو موضع مذكور « تاكور » است با تاء مثنّاة فوقانيّه به طبق نسخهء ه ، و ساير نسخ همه محرّف و تصحيف نسّاخ است .
حال ببينيم تكفور و تاكور چه كلمهايست و مقصود از آنچه :
كلمهء تكفور را مورّخين قرن هفتم الى نهم هجرى از قبيل همين ابن العبرى ما نحن فيه در مختصر الدّول و ابن بيبى در تاريخ سلاجقهء روم و ابن فضل اللّه العمرى در التّعريف بالمصطلح الشّريف و قلقشندى در صبح الأعشى و حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب و لا بد غير ايشان نيز در مآخذ ديگر بهعنوان لقب نوعى از قبيل قيصر و خاقان و فغفور و نحوه براى عموم ملوك ارمينيهء صغرى « 1 » يعنى ارمينيهء غربى واقع بر ساحل شمالى شرقى
هامش
( تحت اللّفظى : رئيس اصطبل ) بوده و سپس اتّساعا به معنى امير لشكر استعمال مىشده و يكى از درجات عاليهء نظامى بوده است ( رجوع شود به حاشيهء طابع مختصر الدّول ص 448 ، و به عموم قواميس اروپائى در تحت كلمهءConnetabel.
( 1 ) - اين مملكت ارمينيهء صغرى در اواخر قرن پنجم هجرى به توسّط ارامنهء مهاجر كه از ارمنستان اصلى از مقابل قدرت روزافزون سلاجقهء روم گريخته و به اين ولايات كوهستانى واقع در منتهاى زاويهء شمالى شرقى مديترانه پناهنده شده بودند تأسيس شد و قريب مدّت سه قرن از حدود 473 - 776 هجرى دوام كرد