تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
اين اصل معنى و محلّ استعمال تكفور بود . ولى گاه نيز مؤلّفين مسلمين اتّساعا كلمهء تكفور و تكور را در مورد ساير ملوك عيسوى غير ملوك ارمينيهء صغرى مثلا در مورد پادشاهان يونانى قسطنطينيّه يا پادشاهان يونانى مملكت طرابوزن « 1 » نيز استعمال كرده‌اند . رشيد الدّين در جامع التّواريخ گويد ( طبع بلوشه ص 548 ) : « و [ عزّ الدّين كيكاوس ] از آنجا پيش تكفور استنبول رفت » . و ابن بطوطه در سفرنامهء خود گويد ( طبع پاريس ج 2 ص 393 ) : « ذكر الخاتون الثّالثة . . . و هي بنت ملك القسطنطينيّة العظمى السّلطان تكفور » . و در موضع ديگر گويد ( ج 2 ص 427 ) : « ذكر سلطان القسطنطينيّة و اسمه تكفور بفتح التّاء المثنّاة و سكون الكاف و ضمّ القاء و واو و راء » ( كه چنان كه ملاحظه مىشود خيال كرده تكفور نام اصلى آن پادشاه بوده ) . و ابن بيبى در تاريخ سلاجقهء روم در مورد صحبت از ملوك عيسوى مملكت طرابوزن « 2 » دائما از ايشان به لفظ « تكور » تعبير مىكند ( ص 54 - 58 ) . و اصل مملكت ايشان را نيز « جانيت » مىنامد ( ص 13 ، 54 - 58 ، 333 ) ، و ما عن‌قريب ازين كلمهء اخير مجدّدا صحبت خواهيم كرد . ( 42 ) - ايضا ص 302 س 7 ، دياربكر : « دياربكر » فقط در نسخهء اساس ( آ ) است ، و ساير نسخ همه به جاى اين كلمه باز همان هيئت « تاكور » سابق الذّكر را صحيحا يا محرّفا محفوظ داشته‌اند هكذا : ب ج : باكور ، ه و نسخهء ملكى راقم سطور : تاكور ، د ندارد ، و بدون شك به قرينهء اتّفاق ساير نسخ غير آ بر هيئت « تاكور » و نيز به قرينهء فقرهء معادلهء ابن العبرى كه ذيلا مذكور خواهد شد اينجا نيز مثل دو فقرهء سابقه صواب « تاكور » است و « دياربكر » قطعا تصحيح من عندى كاتب آ بايد باشد كه چون مقصود از « تاكور » را نفهميده بوده و اين كلمه را در سياق عبارت جوينى در ردف حلب و موصل ديده لابد خيال كرده كه « تاكور » تحريف « دياربكر » است و آن را بدين تبديل كرده . بارى عين عبارت جوينى و
هامش
( 1 و 2 ) - مملكت يونانى طرابوزن عبارت بوده از مملكت كوچكى ممتدّ بر سواحل جنوبى درياى سياه كه پايتخت آن شهر معروف طرابوزن بوده و مملكت مزبور در حدود سنهء 601 هجرى به توسّط عدّه‌اى از شاهزادگان يونانى استنبول كه از مقابل هجوم فرنگان صليبى و استيلاى ايشان بر ممالك بيزانس ( 601 - 659 ه ) از استنبول فرار كرده بودند درين نقاط ساحلى درياى سياه تأسيس شد و قريب دو قرن و نيم تا سنهء 864 هجرى دوام كرد و درين سنهء اخيره به دست سلطان محمّد فاتح منقرض شد ، و آخرين ملوك اين طبقه داود نام با عدّه‌اى از شاهزادگان خانوادهء ايشان به دست سلطان مزبور به قتل رسيدند ، و اين سلسله ملوك در كتب تواريخ اروپائى معروفند به سلسلهء كمنن( Comnene )كه نام خانوادگى ايشان است ( رجوع شود به علاوهء كتب تواريخ قرون وسطى به عموم معاجم اروپائى در مادّهء « طرابوزن » و « كمنن » ) .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 330 | عطا ملك جوينى