ابن العبرى در مورد ما نحن فيه از قرار ذيل است :
جهانگشا ج 1 ص 302 س 6 - 8 : « و اگرچه [ كيوك خان ] تمامت لشكر و ايل را به حكم ايلچيكتاى فرمود امّا به تخصيص كار روم و گرج و حلب و موصل و تاكور [ آ : ديار بكر ] به دو حوالت كرد » .
مختصر الدّول 449 س 6 - 7 : « و فى سنة خمس و اربعين و ستّمائة ولّى كيوك خان على بلاد الرّوم الموصل و الشّام و الكرج و الأرمن « 1 » نوينا اسمه ايلجيكتاى » .
و چنان كه ملاحظه مىشود ابن العبرى اينجا در مقابل كلمهء « تاكور » جهانگشا مثل دو فقرهء سابقه معادل حقيقى آن را كه « تكفور » باشد استعمال نكرده بلكه نام اصل مملكت تكفورها را كه « الأرمن » باشد به جاى آن آورده و مآل هر دو يكى است .
و در ختام اين نكته را نيز يادآورى مىكنيم كه از طرز تعبير جوينى در هر سه موضع مذكور : « سلطان تاكور » و « سلاطين تاكور و حلب » و « روم و گرج و حلب و موصل و تاكور » در كمال وضوح نمايان است كه خود جوينى نيز از حاقّ مفهوم كلمهء « تاكور » اطّلاع درستى نداشته و در ذهن خود ظاهرا تاكور را نام اصل ولايت و مملكت مىپنداشته نه نام يا لقب پادشاهان آن مملكت . ولى ابن العبرى چون خود عيسوى و به علاوه با ارامنه محشور بوده و شخصا با اين طبقه ملوك ارمن نيز آشنائى داشته « 2 » اينست كه مىبينيم سوانح احوال و اسامى و القاب و ساير خصوصيّات اين خاندان را در كمال صحّت و ضبط در كتاب نفيس خود شرح داده است .
( 43 ) - ص 307 س 19 - 20 : اين دو بيت از حسين بن علىّ المروروذىّ معاصر سامانيّه است ( يتيمة الدّهر ج 4 ص 21 ) .
( 44 ) - ص 316 س 9 - 10 : اين دو بيت از ابو الفرج بن ابى حصين القاضى الحلبى است ( تتمّة اليتيمة نسخهء پاريس ورق 520 ) .
هامش
( 1 ) - كلمهء « و الأرمن » چنان كه طابع در حاشيه بدان اشاره كرده فقط در بعضى از نسخ مختصر الدّول دارد نه در تمام آنها و شك نيست كه صواب همان نسخ اوّلى است .
( 2 ) - در مختصر الدّول ص 460 مؤلّف حكايت ممتّعى راجع به اين تكفور حاتم ( - هيتوم ) ما نحن فيه پادشاه ارمينيهء صغرى كه معاصر كيوك خان و منكو قاآن بوده و برادر خود كند سطبل را چنان كه سابق مذكور شد به جشن جلوس كيوك خان فرستاده بوده نقل مىكند كه شفاها حكايت مزبور را از لفظ خود پادشاه شنيده بوده است .