جمع داشت « 1 » ؛ چه از قبل پدر شيخ الإسلام فرغانه بود ابا عن اب و از جانب والده به طغان خان كه خان و حاكم آن ملك بوده منسوب بود . و شرف اكتساب آنك با علوّ درجهء وزارت كه يافته بود شرف انواع علوم دينى و دنياوى جمع داشت . الحقّ جناب او را مجمع بقيّهء « 2 » فضلاء عالم ديدم و مرجع صدور آفاق . هركس را كه بضاعت فضل سرمايه بودى - و آن را خود رواجى نيست - در جناب او آن متاع رواج گرفتى و به انواع برّ و شفقت او انتعاش « 3 » پذيرفتى . و ذكر مناقب « 4 » و فضايل او بسيار است امّا وقت و مكان تقرير نيست . و روزگار كدام صاحب استحقاق را تربيت كرد كه بازش نينداخت :
كدامين سرو را داد او بلندى * كه بازش خم نداد از دردمندى
يا دهر ما لك طول عهدك ترتعى * روض المكارم بارضا و جميما
يا دهر ما لك و الكرام ذوى العلى * ما ذا يضرّك لو تركت كريما « 5 »
44 و از امير بهاء الدّين پسران و كودكان خرد مانده و امير حبش عميد مىخواست تا اطفال نرينه را كه بود بر عقب پدر بفرستد « 6 » .
( تمّ الجزء الأوّل من تاريخ جهانگشاى ويليه ان شاء اللّه الجزء الثّانى « 7 » )
هامش
( 1 ) - يعنى هم شرافت نژادى داشت و هم شرافت شخصى و اكتسابى .
( 2 ) - بقيّه : فهم و درايت ( دهخدا ) .
( 3 ) - انتعاش : بهبودى ، نشاط يافتن .
( 4 ) - مناقب : خصلتهاى نيك ، جمع منقبت .
( 5 ) - يا . . . اى روزگار ! براى چه باغهاى مكرمت را از بين مىبرى درحالىكه گياهان آن جوانه زده و همه جا را پوشانده است . / اى روزگار ! تو را با كريمان والامقام چه كار است ؟ چه چيز به تو زيان مىزند اگر تو كريمى را رها كنى ؟ ( از ابو الفرج بن ابى حصين القاضى الحلبى )
( 6 ) - نسخهء د مىافزايد : توفيق امان نيافت .
( 7 ) - تمام شد جزء اوّل از تاريخ جهانگشاى و ان شاء اللّه جزء دوّم بعد از اين خواهد آمد .