تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
شامل و بهره‌اى كامل يافتند . و بعد از كفايت آن مصلحت مهمّات ملك و تفحّص امور آغاز نهادند . اوّل ماجراى اوتكين پيش گرفتند و به استقصا و مبالغت بحث آن واجب ديدند . و چون تفحّص آن نازكى تمام بود و از اجانب كسى را در آن محرميّت ممكن نبود ، منكو و « هر دو » متفحّص بودند و كسى را در آن سخن شروع ميسّر نه . چون آن مهمّ به اتمام رسانيدند جمعى از امراى او را به حكم ياسا كار تمام كردند . و برين نمط كارهاى ديگر از معظمات كه بحث آن بر زفان امرا برنمىآمد آخر كردند . و جغتاى نيز به مدّتى نزديك بعد از قاآن رحلت كرد . و قائم‌مقام او نوادهء او « قرااغول » بود و ييسو كه فرزند صلبى بود مداخلتى نمىكرد . چون كيوك خان را با او مصادقتى و مصافاتى تمام بود فرمود كه با وجود پسر نواده چگونه وارث باشد ؟ و در حال حياة قاآن و جغتاى قرااغول را نامزد ملك جغتاى كرده بودند . او جايگاه جغتاى بر ييسو تقرير كرد و بازوى او را در امور قوىّ گردانيد . و بعد از قاآن هركس از پادشاه‌زادگان اقدامى نموده بودند و هركس از بزرگان به يكى توسّل جسته و بر ملك براتها نوشته بودند و پايزه « 1 » داده بازخواست آن مىفرمود . و چون خارج ياسا و آذين ايشان بود خجالت مىيافتند و از تشوير « 2 » سر در پيش افكنده داشتند . و پايزه و يرليغ « 3 » هركس كه بود بازمىستدند و در پيش هريك مىنهادند كه
اقْرَأْ كِتابَكَ
« 4 » . بيكى « 5 » و پسران او سرفراز بودند و هيچ‌كس يك خطّ ايشان بر خلاف ياسا نمىتوانست نمود . كيوك خان در هر سخنى مثل بديشان مىآورد و رعايت ايشان ياساها را بر ديگران استخفاف مىكرد و بريشان ثنا و آفرين « 6 » . و ياسا داد كه : « چنانك به وقت جلوس ، قاآن ياساهاى پدر را بر قرار مقرّر داشت و به احكام آن تغيير و تبديل راه نيافت ، ياسا و احكام پدر او نيز از عوارض زيادت و نقصان مصون باشد و از فساد تحويل مسلّم و هر يرليغ كه به التمغاى مبارك موشح « 7 » باشد بىآنك بر رأى پادشاه عرضه دهند به تجديد امضا نويسند . » و بعد از تقديم اين مصالح در كار لشكر و فرستادن آن به اكناف جهان مشورت كردند .
هامش
( 1 ) - پايزه : حكم و لوح مخصوص مغولان ، رجوع كنيد به مقدّمه كتاب ص 21 . ( 2 ) - تشوير : شرمسارى . ( 3 ) - يرليغ : فرمان . ( 4 ) - اقرأ . . . كتابت ( نامه اعمالت ) را بخوان ( بنى اسرائيل 17 / 14 ) . ( 5 ) - يعنى سرقويتىبيكى مادر منكو قاآن و هولاكو خان و قوبلاى قاآن و اريق‌بوكا . ( 6 ) - معنى جمله : به خاطر اينكه آن‌ها ياساها را رعايت مىكردند ، ديگران را تحقير مىنمود و آن‌ها را ستايش مىكرد . ( 7 ) - موشّح : آراسته شده .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 301 | عطا ملك جوينى