تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
خواتين و حظايا « 1 » با رعونت « 2 » جوانى چون وفود موادّ شادمانى در خراميدند و جامات راح « 3 » پيش ايشان داشتند :
حيّيت خدّيك بل حيّيت من طرب * وردا بورد و تفّاحا بتفّاح « 4 »
و بر طرف شمال چون نسيم شمال آرام يافتند و تمامت رجال و نساء و بنين و بنات ثياب مرواريد ريز - كه از عزّت بريق « 5 » و تلألؤ لآلى آن ، انجم ليالى مىخواستند كه پيش از هنگام انتثار « 6 » از غيرت منتثر « 7 » گردند - پوشيده بودند . و در شرب عشرت به اقداح لهو يازيدند و قدم طرب در ميدان تماشا نهادند و چشم را به استمتاع غوانى « 8 » و گوش را به استماع اغانى « 9 » بهره‌مند كردند و دل خود از تواتر لذّات و شادمانى ارجمند بود ع : در سر خمار باده و در دست زلف يار . آن روز برين نمط به آخر كشيد و برين نسق تا هفت روز از شام تا فلق و از بام تا شفق به معاطات « 10 » كئوس مدام « 11 » و معانات « 12 » پرى چهرگان خوش اندام :
و نغمة شادن توحى يداه * الى الأوتار آيات اشتياق « 13 »
اشتغال داشتند . چون از كار جشنها فارغ شدند ابواب خزاين قديم و حديث فرمود تا گشاده كردند و اجناس جواهر و نقود و اثواب آماده و مصلحت آن مهمّ و تقسيم آن به رأى و صواب ديد سرقويتىبيكى كه حاكم‌ترين آن قوريلتاى بود مفوّض كرد ؛ اوّل نصيب پادشاه‌زادگان كه از نسل و تبار پادشاه جهانگير چنگز خان از مرد و زن حاضر بودند بدادند و هركس را كه در خدمت و مصاحبت ايشان بود از شريف تا وضيع و مسنّ و رضيع « 14 » همچنين . و به ترتيب نوينان و امراء تومان و هزار و صد و ده را بشمار و اعوان و انصار هريك را و سلاطين و ملوك و كتّاب و ارباب اعمال و متعلّقان ايشان را برين منوال . و كاينا من كان « 15 » هركس ديگر را كه حاضر بودند بىنصيب نگذاشتند ، بلك هريك فراخور خود حظّى
هامش
( 1 ) - حظايا : كنيزكان ، جمع حظيّه . ( 2 ) - رعونت : غرور . ( 3 ) - راح : شراب . ( 4 ) - حيّيت . . . درود فرستادم به دو گونه‌ات ، بلكه از سر شادمانى سلام گفتم [ گونه‌هايى را كه گويى ] گلى در برابر گلى و سيبى در برابر سيبى است . ( 5 ) - بريق : درخشش . ( 6 ) - انتثار : افشانده شدن ، پراكندگى . ( 7 ) - منتثر : پراكنده شده . ( 8 ) - غوانى : زنان آوازخوان ، جمع غانية . ( 9 ) - اغانى : سازهاى زهى مثل چنگ و رباب ، جمع اغنيّة . ( 10 ) - معاطات : دست به دست كردن . ( 11 ) - مدام : شراب . ( 12 ) - معانات : توجه كردن به چيزى ( دهخدا ) . ( 13 ) - و نغمة . . . آواز خواندن زيبارويى ( شادن - آهو بچه ) كه دستانش آيات شوق و عشق را به تارها الهام مىكند . ( 14 ) - رضيع : شيرخواره . ( 15 ) - كاينا من كان : هركه باشد .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 300 | عطا ملك جوينى