مواضع آبهاى سرد و علف بسيار چندان مقام بودى كه چون آفتاب به سنبله آمدى « 1 » و يك برف بباريدى . و در آنجا نيز زيادت از متنزّهات ديگر نوال « 2 » و عطا فايض بودى . و از آنجا روان گشتى چنانك آخر فصل خريف كه ابتداى فصل زمستان ايشان است به مشتاة « 3 » رسيدى و كار نشاط پيش گرفتى . مدّت سه ماه درين ماهها عطا و هبات او را اندك احتباسى « 4 » بودى و بر دوام فايض نه . و درين موضع اثبات اين ابيات ذو وجهين مىافتد :
لقد حال دون الورد برد مطاول * كأنّ سعودا غيّبت فى مناحس
و حجّب فى الثّلج الرّبيع و حسنه * كما اكتنّ فى بيض فراخ الطّواوس « 5 »
و به حمد اللّه تعالى كه امروز اين منازل مبارك به قدم خجستهء پادشاه كامگار و شهنشاه نامدار ، نوشروان زمان مونكو قاآن مزيّن است و جهان از سايهء سياست و عدل او روشن و بقاع و رباع اقاليم عالم گلشن ، حقّ تعالى او را در مزيد عدل و نفاذ امر و نهى سالهاى بىمنتها عمر دهاد و دين حقّ را به واسطهء او دست قوىّ گرداناد .
ذكر توراكينا خاتون
چون حكم خداى تعالى نافذ گشت و پادشاه جهان حاتم زمان قاآن رحلت كرد و پسر بزرگتر او كيوك از لشكر قفچاق نزول كرده ، برقرار ماضى تنفيذ احكام و اجتماع انام « 6 » از خواصّ و عوامّ بر در اردو و بارگاه خاتون او « موكا خاتون » - كه از پدرش چنگز خان به حكم آذين « 7 » به دو رسيده بود - صورت مىيافت ، و چون توراكينا خاتون مادر پسران بزرگتر بود و به ذكا و دها « 8 » بيشتر ، ايلچيان به نزديك پادشاهزادگان از برادران و برادرزادگان قاآن روان كرد معلم « 9 » از احوال و وقوع حادثه و تا به وقتى كه به اتّفاق خانى معيّن شود كسى بايد كه حاكم و سرور باشد تا كار ملك مهمل نشود و امور جمهور مختلّ نگردد و جانب حشم و لشكر مضبوط ماند و مصالح رعايا محفوظ . جغاتاى و ديگر پادشاهزادگان كس فرستادند كه : « توراكينا خاتون مادر پسرانست كه استحقاق خانيّت دارند ، تا به وقت آنك
هامش
( 1 ) - آفتاب به سنبله رفتن : كنايه از ماه شهريور .
( 2 ) - نوال : عطا ، بخشش ، لقمه .
( 3 ) - مشتاة : منزلگاه زمستانى ، قشلاق .
( 4 ) - احتباس : بخل كردن ( غياث اللغات ) .
( 5 ) - لقد . . . سرماى طولانى گل سرخ را پوشانده است ، گويى كه ستارههاى سعد در زير نحوستها پنهان شدهاند . / بهار و زيبايى آن در برف پنهان شد ، همانطورى كه جوجه طاووسها ( با رنگهاى گوناگون ) در تخم ( سفيد ) پنهانند . ( از ابو منصور قسيم بن ابراهيم قاينى ملقّب به بزرگمهر از شاعران سلطان محمود غزنوى )
( 6 ) - انام : مخلوقات .
( 7 ) - آذين : رسم و آئين .
( 8 ) - دها : زيركى .
( 9 ) - معلم : آگاهىدهنده .