تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
آن صندوق ديگر كه همتاى اين صندوق است فردا روز به وى دهند . ديگر اتابك شيراز برادر خويش تهمتن را به خدمت قاآن فرستاد و در جملت تحفه‌ها دو قرابه مرواريد بود كه نزديك ايشان به حكم آنك :
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
« 1 » عظمتى داشت . چون عرض آن كردند و قاآن دانست كه در نظر موصل مرواريد را وقعى « 2 » است ، بفرمود تا صندوقى دراز آهنگ پر از دانه‌هاى شاهوار حاضر كردند . رسول و حاضران از آن مدهوش شدند . قاآن بفرمود تا در آن جشن كاس شراب را كه مىگردانيدند پر از مرواريد مىكردند تا تمامت حاضران قسمت شد :
چو قطره بر ژرف دريا برى * به ديوانگى ماند اين داورى
* * * از آنچ واجب الوجود در نهاد او موجود گردانيده بود از حلم و عفو و داد و جود و تربيت دين معبود ، شمّه‌اى تقرير داد تا معلوم شود كه در هر زمانى صاحب قرانى است چنانك در سوالف عهود ، حاتم و نوشروان و غير ايشان بوده‌اند و ذكر هريك تا منقرض زمان چون چشمهء خرشيد تابان خواهد بود و روايات و حكايات مذكور و مسطور ع : و فى كلّ ما قرن سدوم و جندب « 3 » و اگر در آن باب استقصائى مىرفت به اطناب مىانجاميد ، برين مقدار اختصار نمود . و يك حكايت از قهر و صولت و سياست و هيبت او محرّر خواهد شد تا چنانك مقرّر شدست كه ايادى « 4 » و نعماى او چگونه فايض بوده است انتقام و سطوت او چگونه رايض « 5 » بوده :
له يوم بؤس فيه للنّاس ابؤس * و يوم نعيم فيه للنّاس انعم فيمطر يوم الجود من كفّه النّدى * و يمطر يوم البأس من كفّه الدّم « 6 »
در قبيله‌اى كه امير هزارى بود ، از جمله اراجيفى مىافتد كه فرمان شدست كه بنات اين قوم را به جماعتى نامزد كرده‌اند « 7 » . ايشان از خوف اين خبر بيشتر دختران را نامزد خصمان كردند در ميان قوم خود و بعضى را تسليم . اين حديث در افواه انتشار مىيابد و به خدمت پادشاه مىرسانند . جماعتى از امرا را نامزد مىكند تا جهت تفحّص آن آنجا
هامش
( 1 ) - كلّ . . . هر گروهى به آنچه دارند دلخوشند . ( روم 30 / 32 ) ( 2 ) - وقع : قدر و منزلت . ( 3 ) - و فى . . . در هر روزگارى هم سدوم ( قاضى ستمگر شهر لوط ) هست و هم جندب جناده ( ابو ذر غفارى ) . ( 4 ) - ايادى : نعمت‌ها . ( 5 ) - رايض : رام‌كننده . ( 6 ) - له . . . براى او روز خشمى است كه در آن روز مردم را سختىهاست و روز خوشى است كه مردم را در آن روز نعمت‌هايى است . / پس در روز بخشش از دست او عطا و به روز خشم از دستش خون مىبارد . ( از حسين مطير اسدى ) ( 7 ) - شايد صواب « نامزد كرده آيد » باشد .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 285 | عطا ملك جوينى