ضعف آنچ عرضه داشته بودند بگرفتند :
فإذا فاض جوده خجل القط * ر و غاض الفرات و ابن الفرات « 1 »
ديگر در شكارگاه بود . شخصى خربزهاى دو سه آورد و چون پيش او بردند جماعتى كه پيش او بودند بالش و جامه معدّ « 2 » نداشتند . موكا خاتون پيش او حاضر بود . دو دانه مرواريد مانند فرقدين « 3 » كه به مقارنت « 4 » قمر منير مسعود باشد « 5 » ، در گوش داشت . فرمود كه اين مرواريدها به دو بايد داد . چون اين دانهها جاى مضنّت « 6 » بود گفت : « اين شخص قدر و قيمت اين نداند چون زعفران به نزديك درازگوش ؛ اگر فرمان شود تا فردا به اردو آيد بالش و جامه يابد . » فرمود كه : « او درويشى باشد و دل آن نداشته كه تا فردا روز انتظار كند و اين مرواريدها نيز كجا رود ؟ هم عاقبت به نزديك ما آيد . »
فأعط و لا تبخل اذا جاء سائل * فعندى لها عقل و قد زاحت العلل « 7 »
بر وفق اشارت مرواريدها به دو داد . درويش شادان بازگشت و مرواريدها را به اندك بهائى به دينارى دو هزار بفروخت . خرنده نيك خوشدل شد كه : « جوهرى نفيس به دست آوردم ؛ تحفهء حضرت پادشاه را شايد و امثال اين كمتر آورده باشند . » اين هر دو مرواريد را به حضرت او مىبرد و در آن ساعت موكا خاتون در پيش او حاضر . مرواريدها را به دست مىگيرد و مىفرمايد : « ما نگفتيم كه اين باز به نزديك ما آيد ؟ آن درويش از پيش ما مأيوس بازنگشت و مقصود يافت و اين مرواريد باز به نزديك ما آمد . » آرنده را به انواع مكرمت مخصوص كرد :
و من قال انّ البحر و القطر اشبها * نداك فقد اثنى على البحر و القطر « 8 »
هامش
بازى مىكرد و يك نفر ديگر نقش طرف دعوا را و بالش مىگرفتند .
( 1 ) - فإذا . . . وقتى بخشش او فيضان و جوشش مىكند ، باران شرمنده و فرات خشك مىشود . [ در برابر بخشش او ] فرات كجا ؟
( 2 ) - معدّ : آماده .
( 3 ) - فرقدين : دو ستاره نزديك قطب كه بدان راه شناسند ( منتهى الارب ) .
( 4 ) - مقارنه : واقع شدن دو سياره در يك درجه از منطقه البروج .
( 5 ) - معنى جمله : مانند فرقدين كه به جهت مقارنه با ماه درخشان به سعادت رسيده . ( منظور از قمر منير صورت موكا خاتون و منظور از فرقدين دو گوشواره است ) .
( 6 ) - مضنّت : چيزى نفيس كه در آن بخل مىشود .
( 7 ) - فأعط . . . هرگاه سائلى نزد تو آمد بخل مورز و بر او ببخش ، پس بابت آن [ احشام ] زكات و صدقاتى بر عهدهء من است و موانع پرداخت هم از ميان رفته است .
( 8 ) - و من . . . و كسى كه گفته است دريا و باران به بخشش تو شبيهاند ، به درستى كه دريا و باران را ثنا گفته است .