كردند و تعيين : از مرد و چهارپاى و مأكول و مشروب و آلات ديگر و بر تومانها تحصيص « 1 » . از هر دو تومان يك يام معيّن كردند تا به نسبت شمار بخش كنند و بيرون آرند تا ممرّ ايلچيان به سبب نشستن اولاغ « 2 » دور نيفتد « 3 » و دايما رعيّت و لشكر در زحمت نباشند . و بر رسل نيز در محافظت چهارپاى و غير آن حكمهاى سخت كرده كه ذكر آن تطويلى دارد . و سال به سال عرض يامها بكنند « 4 » آنچ ناقص باشد و از يامها كم گشته باز از رعيّت عوض گيرند .
و چون بلاد و عباد در تحت تصرّف ايشان آمد به همان قرار معهود وضع شمار و تعيين اسم ، ده و صد و هزار كردند و استخراج لشكر و يام و اخراجات و علوفات خارج از مال . و بر بالاى اين اثقال قوبجورى نيز بريده كردند « 5 » .
و ديگر رسمى دارند كه اگر صاحب شغلى يا رعيّتى متوفّى شود آنچ ازو بازماند اگر اندك باشد و اگر بسيار تعلّق نسازند « 6 » و هيچ آفريده تعرّض آن نكند و اگر وارثى نداشته باشد به شاگرد او يا غلامى دهند و به هيچ وجه مال مرده در خزانه نگذارند و آن را به فال نيك ندارند . هولاكو مرا به جانب بغداد بفرستاد بر قرار . شغل تركات « 7 » در تمامت آن ولايات برقرار بود . رفع آن شيوه كردم و باجها كه از زمان قديم در بلاد تستر و بيات بود برانداختم . و امثال اين ياسها بسيارست . اثبات هريك طول و عرض گيرد ؛ برين قدر اقتصار افتاد .
ذكر خروج چنگز خان و ابتداى انتقال دولت و مملكت ملوك جهان به دو و احوال آن بر سبيل ايجاز
قبايل و شعوب مغول بسيارست امّا از آنچ به اصالت و بزرگى از ميان قبايل اكنون معروف است و بر ديگر قبايل مقدّم ، قبيلهء قيات [ است ] كه آبا و اجداد چنگز خان سرور
هامش
( 1 ) - تحصيص : قسمت كردن .
( 2 ) - اولاغ : پيك ، چاپار ، اسب ( متن مرحوم قزوينى ، به نقل از پاوه دوكورتى ، ص 189 ) .
( 3 ) - معنى عبارات : به خاطر گسترش دامنه حكومت در جاهاى مختلف و منازل گوناگون چاپارخانههايى ( يام ) ايجاد كردند تا در آنها لوازم مسافران و لشكرها را اعم از علوفه و مأكولات و مشروبات و چارپايان حاضر داشته باشند و مخارج آنها را تومانها ( هر دو تومانى يك يام ) بدهند ، تا راه ايلچيان به خاطر توقف اسبهايشان ( و تهيهء لوازم سفر ) دور نشود . ( چنگيز خان مغول چهرهء خونريز تاريخ ، تأليف محمد احمد پناهى . )
( 4 ) - عرض يامها بكنند : از چاپارخانهها بازرسى مىكنند .
( 5 ) - معنى جمله : به غير از اين هزينهها كه از مردم مىگرفتند مالياتى نيز تعيين كردند به نام « قوبجور » .
( 6 ) - تعلق نسازند : تصاحب نمىكنند .
( 7 ) - تركات : ميراثها ، جمع تركه .