تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
لشكرى « 1 » اندر شيوهء رعيّت كه احتمال صنوف مؤن كنند « 2 » و بر اداى آنچ بريشان حكم كنند از : قوبجور « 3 » و عوارضات و اخراجات صادر و وارد « 4 » و ترتيب يام « 5 » و اولاغ « 6 » و علوفات « 7 » ضجرت « 8 » نكنند . رعيّتى اندر زىّ « 9 » لشكر كه وقت كار « 10 » از خرد تا بزرگ ، شريف تا وضيع همه شمشيرزن و تيرانداز و نيزه‌گذار باشند . به هر نوع كه وقت اقتضاى آن كند استقبال آن كنند و به هر وقت كه انديشهء قتال دشمنى يا قصد ياغيى در پيش آيد هرچ در آن مصلحت به كار خواهد آمد از مختلفات سلاحها و آلات ديگر تا درفش و سوزن و حبال « 11 » و مراكب و حمولات « 12 » از براذين « 13 » و جمال « 14 » تعيين كنند تا به نسبت دهه و صده هركس نصيبهء خويش ترتيب سازند . و روز عرض « 15 » ، آلات را نيز بنمايند « 16 » و اگر اندكى در بايد « 17 » بر آن مؤاخذت بليغ نمايند و تأديب عنيف « 18 » كنند . و باز آنك « 19 » در عين كارزار باشند هرچ به كار آيد از انواع اخراجات هم ازيشان ترتيب سازند . و زنان و كسان ايشان كه در بنه و خانه مانده باشند مئونتى « 20 » كه به وقت حضور مىداده باشند برقرار باشد تا به حدّى كه اگر كارى اوفتد كه نصيب آن يك نفس بيكار نفسى باشد و مرد حاضر نه ، آن زن به نفس خود بيرون آيد و آن مصلحت كفايت كند « 21 » . و عرض گه « 22 » و شمار لشكر را وضعى ساخته‌اند كه دفتر عرض را بدان منسوخ
هامش
( 1 ) - لشكرى : سرباز . ( 2 ) - احتمال صنوف مؤن كنند : انواع هزينه‌ها را مىپذيرند و مىپردازند . ( 3 ) - قوبجور : مالياتى كه به صورت يك صدم از گلّه‌ها حاصل مىشد . ( 4 ) - اخراجات صادر و وارد : مالياتى كه بر صادرات و واردات تعلّق مىگيرد . ( 5 ) - يام : چاپارخانه . ( 6 ) - اولاغ : پيك ، چاپار ، عوارضى كه براى چاپارها مىگرفتند . به معنى اسب نيز مىباشد ( متن مرحوم قزوينى ، ص 189 ) . ( 7 ) - علوفات : آذوقه‌ها ( هم آذوقه انسان و هم حيوان ) . ( 8 ) - ضجرت : تنگدلى . ( 9 ) - زىّ : لباس . ( 10 ) - كار : جنگ . ( 11 ) - حبال : ريسمان‌ها . ( 12 ) - حمولات : حيوانات سوارى مثل اسب و شتر . ( 13 ) - براذين : اسب‌هاى تاتارى ، جمع برذون . ( 14 ) - جمال : شترها . ( 15 ) - عرض : سان ديدن . ( 16 ) - معنى جمله : روز سان ديدن سلاح‌هاى خود را نشان مىدهند . ( 17 ) - دربايد : ضرورى باشد . ( 18 ) - عنيف : خشن . ( 19 ) - باز آنك : با آنكه . همه جاى اين كتاب به همين معنى به كار رفته است . ( 20 ) - مئونت : هزينه . ( 21 ) - معنى چند جمله : مغولان حتى در حين كارزار ماليات خود را مىدهند و زنان و بازماندگان آن‌ها خرجى خود را مثل زمان حضور شوهرانشان مىگيرند و اگر كارى پيش بيايد كه لازمه دفع آن يك نفر باشد و مرد حاضر نباشد ، زن شخصا به انجام آن اقدام مىكند . ( عبارات مقدارى تعقيد دارند ) ( 22 ) - عرض‌گه : ميدان سان .