تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
روز برين منوال رمهء گوسفند شكارى مىرانند . و ايلچيان به خدمت خان مىفرستند و از احوال شكار و كمى و بيشى آن اعلام مىكنند كه به كجا رسيد و از كجا برميد تا چون حلقه به يكديگر رسد بر مقدار دو سه فرسنگ رسنها به يكديگر متّصل كنند و نمدها براندازند و لشكر بر مدار ، دوش به دوش بازنهاده بايستند « 1 » . ميان حلقه ، صنوف وحوش در بانگ و جوش آمده و انواع سباع « 2 » در زفير « 3 » و خروش . پندارند كه وعدهء
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
« 4 » درآمد . شيران با گوران خوگر گشته ، ضباع « 5 » با ثعالب « 6 » مستأنس شده ، ذئاب « 7 » با ارانب « 8 » نديم آمده . چون تضيّق « 9 » حلقه به غايت كشد چنانك مجال جولان بر اوابد « 10 » وحوش ممكن نباشد ، به ابتدا خان با چند كس از خواصّ در ميان راند و يك ساعتى تير اندازند و صيد افكنند . چون ملول شود هم در ميان نركه « 11 » بر موضعى بلند نزول كنند تا چون پادشاه‌زادگان درآيند تماشاى آن هم بكنند . و به ترتيب بعد ازيشان نوينان « 12 » و امرا و عوامّ درآيند . چند روز برين جمله باشد تا چون از صيد چيزى نماند مگر يكان و دوگان مجروح و مهزول « 13 » . پيران و سال‌خوردگان بر سبيل ضراعت « 14 » پيش خان آيند و دعا گويند و بر ابقاى بقاياى حيوانات شفاعت كنند تا از موضعى كه به آب‌وعلف نزديك‌تر باشد راه دهند . و تمامت شكارى را كه انداخته باشند جمع كنند و اگر شمار و حصر و عدّ انواع حيوانات ممكن نشود بر شمار سباع و گوران اختصار نمايند . دوستى حكايت گفت كه در عهد دولت قاآن « 15 » برين شيوه زمستانى شكار كردند . و قاآن بر سبيل نظاره و تفرّج بر بالاى پشته‌اى نشسته بود . حيوانات از هر صنفى روى به تختگاه او نهادند و در زير پشته بانگ و فرياد بر مثال دادخواهان برآوردند . قاآن بفرمود تا همهء حيوانات را اطلاق كردند « 16 » و دست تعرّض ازيشان كوتاه . و قاآن بفرمود تا ميان بلاد ختاى و موضع مشتاة « 17 » از چوب و گل ديوارى كشيدند و درها برنهادند تا از مسافتى بعيد شكارى بسيار بدانجا درآيند و برين شيوه شكار كنند . و در حدود الماليغ و قناس ،
هامش
( 1 ) - معنى جمله : لشكريان دايره‌وار و پهلو به پهلو مىايستند . ( 2 ) - سباع : درندگان ، جمع سبع . ( 3 ) - زفير : ناليدن . زفير در اصل ابتداى آواز خر است و آخر آن را شهيق مىگويند . ( 4 ) - و اذا . . . و هنگامى كه وحوش محشور شوند . ( سورهء تكوير 81 / 5 ) ( 5 ) - ضباع : كفتارها ، جمع ضبع و ضبع . ( 6 ) - ثعالب : روباه‌ها ، جمع ثعلب . ( 7 ) - ذئاب : گرگ‌ها ، جمع ذئب . ( 8 ) - ارانب : خرگوش‌ها ، جمع ارنب . ( 9 ) - تضيّق : تنگ كردن . ( 10 ) - اوابد : جانوران رمنده ، جمع آبده . ( 11 ) - نركه : صف و حلقه . ( 12 ) - نوين : شاهزاده ، امير . ( 13 ) - مهزول : لاغر گشته . ( 14 ) - ضراعت : زارى كردن . ( 15 ) - قاآن : يعنى اوكتاىقاآن بن چنگيز خان . ( 16 ) - اطلاق كردند : رها كردند . ( 17 ) - مشتاة : منزل زمستانى ، قشلاق .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 130 | عطا ملك جوينى